را شكستهاند كه در اثبات عقيدهء خود ، بافتههاى مردمى را گواه آوردهاند .
كه از راه راست و درست ، بسى به دور است .
گواهان هيأت داوران
اين هيأت در به كرسى نشاندن سخن خود ، از گفتههاى آلوسى و ابن كثير و ابن حجر گواه مىآورند كه گويى در گفتار كسانى به جز همين دشمنان خاندان پيامبر و پيروان ايشان چيزى دربارهء ابو ذر نيافتهاند و ما نمىدانيم چه عاملى موجب شده آن همه سخنانى را كه ما دربارهء او آورديم فراموش كنند يا دربارهء آنان خود را به فراموشى بزنند و چه نيازى از آنان برآورده مىشود كه به اين دروغهاى ساختگى و ناچيز تكيه كنند ؟ ولى ما آنان را در اين كار معذور مىداريم زيرا در جستجوى چيزى بودهاند كه ادعاى ايشان را استوار گرداند و آنچه را در گفتههاى گذشته به آنها اشاره كرديم آن ادعا را رد و نقص مىكند و از اينروى هرجا هم سخنى نقل مىكند ، تنها به پارهاى از بخشهاى آن پرداخته و پارهاى ديگر را حذف مىنمايد ، زيرا تناقضگويى آشكارى در ميانه بوده است و آنان نيز گويا اين را دريافتهاند كه آن فرازها را حذف كرده و پنداشتهاند كه پژوهشگران ، به اصل آن كتابها رجوع نمىكنند و تناقض آنها را درنمىيابند با اينكه برداشتها به پاى حساب و بازخواست كشانده نمىشود و پس از اين - حتى در روزگار آينده - كسى به بررسى كارها نخواهد پرداخت ، كه اينك ما مىگوييم : امّا دربارهء آلوسى اينك همهء گفتار او را كه در تفسير خود نگاشته « 1 » ، مىآوريم . وى در تفسير آيهء « و كسانى كه از زر و سيم گنج مىنهند و آن را در راه خدا انفاق نمىكنند پس مژده ده ايشان را به كيفرى دردناك » مىنويسد :
ابو ذر ظاهر اين آيه را گرفته و واجب دانسته است كه انسان هرچه بيش از اندازهء نياز دارد انفاق كند و در اين مورد ميان او و معاويه - در سرزمين شام - گيرودارى پديد آمد كه معاويه از دست او به عثمان كه در مدينه بود شكايت برد و او وى را بدان جا خواست و
هامش
( 1 ) . تفسير ، آلوسى : 10 / 87 .