مرد ، نه كسى را يافت كه ياريش دهد و نه كسى را كه از وى پشتيبانى كند يا پس از مرگش به تجهيز و تكفين او پردازد و از اينروى حتى كرمها نيز بر وى مىتازند ولى او روز ديگرى هم خواهد داشت كه خود همچون يك امت ، سر از خاك برمىدارد و آن هنگام است كه نهفتهها آشكار مىگردد و آنچه را ابو ذر معتقد بوده و آنچه را بر وى بستهاند ، دانسته مىشود همان روزى كه مردم را براى كارى سهمناك فراهم مىآورند و فرمان راندن با خداوند يگانهء چيره بر همگان است .
4 - تندخويىاى كه آلوسى به ابو ذر نسبت داده ، خيلى مغاير با سخن پيامبر است كه وى را ( در خداپرستى و پارسايى و خوى و روش ) همچون عيسى بن مريم شمرده « 1 » پس او كه نمايندهء مسيح در ميان اين توده است چگونه تندخويىاى را در او سراغ توان كرد ؟
مگر دين او وى را بدان بخواند كه اين نيز از ويژگىهاى مؤمنان است كه ايشان را چنين وصف كردهاند : با همكيشان خويش فروتناند و در مبارزه براى حق سختگير ، و ابو ذر نيز در صف نخستين ايشان جاى دارد . پس ما نمىتوانيم گزارش آلوسى را گردن نهيم و درست بدانيم زيرا دشنامى از زبان ابو ذر دربر دارد و آن هم به بلال يا كسى كه خود ابو ذر مىدانسته پيامبر ، وى را دوست مىداشته و به خود نزديك مىساخته است .
پس نمىتوان براساس مفهوم آن ، دليلى آورد هرچند با سندى صحيح رسيده باشد زيرا آنچه از حال ابو ذر دانسته شده ، همان است كه پيامبر راستگوى درستكار دربارهء وى گزارش كرده و تازه اگر هم درست باشد يك مورد است - نه بيشتر - كه سخنى از دهان ابو ذر دررفته و همانند ندارد و شايد هم جريان مربوط به پيش از آنى بوده است كه اين گونه گفتار ، حرام شود ، چنان كه شارحان صحيح بخارى بر اين رفتهاند « 2 » و آنگاه با مانند اين گزارش نمىتوان ثابت كرد كه ابو ذر تندخو بوده و درگيرى وى با كعب و با عثمان ، از آن ناشى مىشده است .
گويا آلوسى در اينجا ، آنچه را خود در كتاب المسائل الجاهلية ياد كرده ، به فراموشى
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 312 - 314 .
( 2 ) . ر ك : فتح البارى ، ابن حجر ، و ارشاد السارى ، قسطلانى و عمدة القارى ، عينى .