آن را ببستند « 1 » .
آيا از شگفتترين شگفتىها نيست كه بگويند كسى به اينگونه ، كه در روزگار پيامبر همچنان در مدينه بوده و همهء افاضات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از او مىگرفته و از سرچشمهء وحى سيراب مىشده ، چنين كسى شيوهاش از بنيادهاى اسلام و از آنچه حقيقت آشكار است دور است ؟ و آنگاه برداشت كعب الاحبار يهودى به آن نزديك است كه تازه اسلام آورده بود يا برداشت كسى كه پس از او و پس از روزگارى چند از زندگى در جهان آمده و رشد و پرورش و جوانى و پيرىاش را در پايتخت فرعونها گذرانده آن هم در روزى كه پردههايى تيره و تاريك يكى بر روى ديگرى چهرهء حقيقتها را فروپوشاند ، چنين كسى است كه بنيادهاى اسلام را مىشناسد و عليه كسى همچون ابو ذر به آنگونه كه ديديم داورى مىكند ؟ گويا حقايق اسلام پيش چشم او بوده است نه آن سرور غفاريان ! يا آويخته به نرمهء گوش او بوده كه آواى آن را مىشنيده نه آن بزرگ يار پيامبر !
چنان گير كه ما هيأت داوران در مورد همهء آنچه گفته سازش كرديم ولى آيا مىتوان چشم پوشيد از آنچه حافظان حديث از طرق صحيح از زبان پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله گزارش كردهاند در ستايشهاى بسيار از آن مرد و در بزرگداشت او و تثبيت شيوه و راهنمايىهاى او ؛ بدون آنكه چيزى از كارهايش را در آغاز يا انجام زندگى وى مستثنى بشمارد با آنكه او صلّى اللّه عليه و آله با دانش پيامبرانهاش از آنچه ابو ذر پس از وى بدان برخاست آگاهى داشت . پس چرا كه به جاى بازداشتن او از كارى كه در آينده بدان برمىخيزد به او دستور داد كه در برابر آنچه به سبب دعوت و قيام وى گرفتارش مىشود ، شكيبايى پيشه كند و دردسرهايى را كه به آن دچار مىگردد براى خدا و در راه او بشمارد ؟ و چرا تنها گزارش آوارگى و تبعيد وى را به او داد كه دربارهء وى روا خواهند داشت ؟ بىاينكه او را از دست زدن به آنچه اين گرفتارىها را پيش مىآورد بازدارد ؟
باز از هيأت داوران مىپرسيم : كسانى از ياران پيامبر كه شيوهء ابو ذر را ناپسند شمرده و از آن به شگفت آمدهاند آيا در ميان صحابه پايگاهى بسيار و الا داشتند يا در جايگاهى
هامش
( 1 ) . همان : 8 / 311 .