تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
پست بودند ؟ خيلى طبيعى است كه به ما پاسخ دهند ايشان عبارت بودند : از حكم بن ابو العاص و پسرانش حارث بن حكم و مروان بن حكم نيز وليد بن عقبه و معاويه بن ابو سفيان و سعيد بن عاص و عبد اللّه بن خالد و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح يا بگو يك مشت دونان اموى كه از بنيادهاى اسلام و از آنچه حقيقت آشكار بود به دور بودند و نيز كسانى كه در سرنگون شدن در چاه ويل آزمندىهاى دنيا به راه ايشان رفتند و گنجينه ساختن دارايىها از راه‌هاى ناروا را روا شمردند ، دروازهء آشتى را بستند و هزاران گونه بلا را به خليفهء آن روز رساندند و ناتوانان توده را از حقوق ايشان بىبهره گردانيده ، خون‌هاى بيگناهان را ريختند و ليسيدند و جنگ‌هايى خون‌چكان برپا كرده و آشوب‌هايى را برپاى داشتند كه همچنان به‌گونهء كينه‌اى آتشين بر جا مانده است كه گروه‌ها يكى پس از ديگرى آن را دريافت كردند تا به روزگار كنونى ما رسيد و آنگاه هيأت داوران را بر آن داشت كه بىهيچ پروايى از درست و نادرست سخن ، چنان فتوايى بدهد ولى ابو ذر - در آن برداشت درستش كه همساز با بنيادهاى دين بود - كسانى را همداستان داشت همچون : پيشواى ما پدر دو فرزند زادهء پيامبر ؛ و دو پيشواى شير زادهء او ؛ و همهء نيكان توده ؛ و كسانى كه گرفتارىهاى ابو ذر اندوهگينشان ساخت و آن را دست‌افزارى براى نكوهش خليفهء آن روز گرفتند .

من آنم كه رستم بود پهلوان !

بيدادگرى اين هيأت داوران در صدور حكم ، و تلاشى كه در اين راه كرده‌اند ، جبران ملكون ، روزنامه‌نويس مسيحى ، صاحب روزنامهء عراقى الاخبار را بر آن داشته كه در همان نشريه « 1 » آغاز كند به رقصيدن با همان آهنگى كه آنان ساز كرده بودند ! چرا كه بيچاره نه بنيادهاى اسلام را مىشناسد - كه اگر مىشناخت از آن پيروى مىكرد - و نه پايگاه بزرگ مردان مسلمان را - كه اگر مىشناخت به پشتيبانى و تبرئهء ايشان مىپرداخت - ولى آنچه را ايشان درهم بافته‌اند حقيقتى ثابت پنداشته و آن را در بوته‌اى از گفتار ريخته
هامش
( 1 ) . شماره مسلسل 2503 ، سال دهم ، جمادى الاولى 1368 هجرى قمرى .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 525 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى