زيانى به مردم رسد پس نامهاى به عثمان نوشت و شكايت او را به وى كرد و خواست كه او را به سوى خويش بخواند . پس عثمان او را به مدينه خواست و تك و تنها در ربذه ساكن گردانيد و همانجا بود تا در روزگار خلافت عثمان درگذشت .
و در فتح البارى به خامهء حافظ ابن حجر سخنى مىخوانيم و اين هم فشردهء آن :
راستى كه دفع تباهى و جلوگيرى از زيان ، مقدم است بر جلب سود و مصلحت ؛ و از همين روى بود كه عثمان ابو ذر را بفرمود تا در ربذه ساكن شود چون با آنكه ماندن او در مدينه مصلحت و سودى بزرگ براى دانشجويان دربر داشت ولى مفسده و زيان هم داشت كه از نشر شيوهء وى برمىخاست .
از آنچه ياد كرديم روشن مىشود كه آنچه در اين كتاب كمونيسم در اسلام آمده سازشى با بنيادها و پايههاى اسلام ندارد ، همچنانكه روشن مىشود كه در اسلام كمونيسم به آن معنايى كه مردم مىفهمند و نگارندهء اين كتاب آشكار ساخته و آن را كمونيسم اسلامى ناميده وجود ندارد از همين روى ما به آن رفتهايم كه كتابى به اينگونه ، در ميان مردم منتشر نشود تا تبهكاران در زمين كه تشكيلات شايسته را ويران مىكنند ، آن را وسيلهاى براى اخلال در تشكيلات و تباهكردن خردهاى كسانى نگيرند كه ايمانشان سست است و از بنيادهاى اسلام آگاه نيستند .
امينى گويد : هر كدام از وزارت داخله يا سرپرستى ازهر اگر بررسى اين امر خطير را به هيأت وامىگذاشتند كه از احوال ابو ذر آگاه بود و گفتار او را مىشناخت و به كتابهاى حديث و تفسير و سرگذشتنامهها آشنايى شايسته داشت و درست و نادرست مطالب آنها را مىشناخت و از غرضورزىها تهى و از عربدههاى قومى به دور بود ، در آن هنگام داورى ، نتيجهاى حق و آشكارا داشت و مىدانست كه آنچه ابو ذر مردم را به آن مىخواند ، بيرون از آنچه خود هيأت در آغاز گفتارش درست دانسته نبود و در ارزش نهادن مالكيت براى هرانسان - و هزينههاى بايسته بر او از داراييش و بخششهايى كه به دلخواه خود مىكند - با آن همداستان است كه پيش از اين ما ترا از همهء اينها آگاه كرديم و دانستيم كه شورش او تنها رو در روى كسانى شناخته شده بود كه گنجينهها سيم و زر
الغدير ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٢١