گذار و بازرگان سوگندخور را دوست نمىدارد . « 1 »
در اين گزارشها يادى رفته است از اختلاف طبقات مردم و مرزها و احكام ايشان بر اساس آنچه دارند - از تهيدست و توانگر و پولدار و بازرگانى كه بازرگانى او در گرو سرمايهء اوست - با آنكه مسلك اشتراكى بهرهء مردم را از دارايىها يكسان و برابر مىداند .
5 - گفتم : اى رسول خدا ! توانگران پاداشها را بردند . نماز مىگزارند ، روزه مىگيرند و حجّ مىكنند . گفت : شما نيز نماز مىگزاريد و روزه مىداريد و حجّ مىكنيد . گفتم : آنان زكات مىدهند و ما نمىدهيم . گفت : تو هم مىتوانى صدقه بدهى . اگر استخوانى را از سر راه ديگران برداشتى صدقه دادهاى و اگر راهى را به كسى نشان دادى صدقه دادهاى و اگر زيادتى خوراكت را براى كمك به ناتوانى دادى صدقه دادهاى اگر براى كمك به كسى كه - به جهت داشتن آفتى در زبان - درست نمىتواند سخن بگويد به گفتار و روشنگرى پرداختى صدقه دادهاى و اگر با همسر خويش بياميزى صدقه دادهاى گفتم : كه اى رسول خدا ! كارى براساس هوس و خواستهء دلمان انجام مىدهيم و پاداش مىگيريم ؟ گفت : آيا مىدانى كه اگر آن را از راهى ناروا انجام داده بودى بزهكار بودى ؟
گفتم : آرى . گفت : پس مىشود كه كار شما را از راه بد به شمار آورند و از راهى نيك به شمار نياورند ؟
و به گزارشى : گفتند : اى رسول خدا ! آنان كه دارايىهاى بسيار دارند پاداشها را ربودند ، مانند ما نماز مىگزارند و مانند ما روزه مىدارند و افزونىهاى داراىهاشان را صدقه مىدهند . ابو ذر گفت : پس پيامبر خدا گفت : مگر خدا براى شما چيزى ننهاده است كه صدقه دهيد ، راستى كه با هريك بار يادكردن خداوند به پاكى و با هريك بار ستودن او شما هم صدقه دادهايد . . . پايان حديث .
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 5 / 153 ، 176 ؛ و ابو داود و ابن خزيمه در صحيح خود و نسايى نيز آن را گزارش كردهاند و نيز ترمذى در باب سخن حور العين - كه جداگانه نيز داورى به درست بودن آن كرده - و نيز ابن حبان در صحيح خود و نيز حاكم كه جداگانه نيز داورى خود را به درست بودن آن آورده است . ر ك : الترغيب و الترهيب ، منذرى : 1 / 247 و 2 / 230 ، 238 .