تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
بدهى براى خويشانت . پس ابو طلحه گفت : اى رسول خدا ! چنين خواهم كرد و سپس ابو طلحه آن را در ميان عموزادگان و خويشان خودش بخش كرد . « 1 » گزارش ياد شده را مسلم و ترمذى و ابو داود و نسايى نيز به گونه‌اى خلاصه آورده‌اند . ابو عبيد آورده است كه ابن جريح گفت : مؤمنان از پيامبر خدا پرسيدند : چه بايد ببخشند ؟ پس اين آيه فرود آمد : « از تو مىپرسند چه ببخشند . بگو آنچه از خواسته‌ها بخشيديد از آن پدر و مادر و خويشان و يتيمان مستمند و تهيدستان و در راه ماندگان بينواست . . . » و گفت : اين آيه مربوط به بخشش‌هاى مستحب است و زكات دستور جداگانه‌اى دارد . « 2 » و باز ابو عبيد مىنويسد : فتواى ابن عمر و نيز ابو هريره همين بوده و ياران رسول خدا در تفسير و تأويل قرآن داناتر و براى پيروى شايسته‌ترند . و فتواى طاوس و شعبى نيز آن است كه در دارايىها به جز زكات حقوقى ديگر هم هست همچون نيكويى به پدر و مادر و خوبىكردن دربارهء خويشاوندان و نواختن مهمانان ، گذشته از حقوق چهارپايان - به گردن افراد - كه دستور آنها رسيده است . « 3 » و از زبان ابو حمزه آورده‌اند كه گفت : شعبى را گفتم : چون زكات دارايىام را دادم چه كنم ؟ پس او بر من اين آيه را خواند : نيكويى آن نيست كه روىهاى خويش به سوى خاور و باختر بگردانيد ولى نيك آن كس است كه به خدا و به روز بازپسين بگرود . . . تا پايان آيهء ياد شده . « 4 » پس آواى ابو ذر در اينجا همان آواى قرآن بزرگ و آواى بزرگ‌ترين پيامبران و آواى پيروان آن دو است از ياران پيامبر و شاگردان ايشان ؛ و آن را تنها كسى همچون كعب الاحبار نمىپذيرد كه در گذشتهء نزديك ، يهودى بوده و ديروز اسلام آورده و آن هم به اين‌گونه كه در تمام روزگار دراز پيامبر مسلمان نشده و به روزگار عمر مسلمانى گرفته
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : 3 / 29 . ( 2 ) . الاموال ، ابو عبيد 358 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان 357 .