و نمىدانم كه آيا انگيزهء او در اين كار ، حقيقتجويى بوده يا پروا از دليرى و كرّوفرّ مسلمانان يا چشمداشت به مستمرىهايى كه داده مىشد ؟ و نيز نمىدانم كه آيا او در مدت كوتاهى كه اسلام آورده بود توانسته بود آگاهى كاملى دربارهء قوانين اسلام و بايستهها و شايستههاى آن به دست آورد يا نه ؟ كه گمان نمىكنم . چنانچه ابو ذر ، كه از نزديك او را مىديد به همين مرد اشاره كرد كه به او گفت : اى زادهء زن يهودى ! ترا چه به اين كارها ؟ و سزاوارش بود كه با عصاى سر خميده تنبيه شد . چنان كه ابو ذر سرور غفاريان به همينگونه رفتار كرد - خليفه را بد آيد يا خوش آيد ، زيرا او شايستهء فتوا دادن نبود و فتوا داد او هم در برابر دانايى از ياران پيامبر كه آگاهى از قرآن و سنت پيامبر با تار و پودش آميخته و دانش بايستهها و شايستههاى اسلام را همچون جامهاى دربر كرده بود و سخن نمىگفت ، مگر از زبان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و آسمان سبز سايه نيفكند و زمين تيره در بر نگيرد گويندهاى را كه راستگوتر و وفادارتر از ابو ذر باشد .
كسانى كه به مؤمنان راغب به نيكوكارى كه بيش از توانايى خويش نمىيابند در كار صدقه دادن عيب مىگيرند و آنان را در ميان خويش دست مىاندازند خدا تمسخرشان ( را تلاقى ) مىكند و آنان راست كيفرى دردناك . « 1 »
و مقرر گردانيدن بخشش - به صورت واجب يا مستحب - فرع بر آن است كه بتوان مالكيتى براى افراد معتقد بود و اين را هم كه كمونيستها به هيچ روى نمىپذيرند ، پس كجا مىتوان ابو ذر را به ايشان چسباند ؟
4 - سه تن را خداوند دشمن مىدارد ، پيرمرد زناكار ، تهيدست گردنكش و توانگر ستمكار .
و به يك گزارش : راستى كه خداوند پيرمرد زناكار و تهيدست گردنكش و توانگر تنگچشم را دشمن مىدارد .
و به يك گزارش : راستى كه خداوند هيچ گردنكش به خود بالنده و تنگچشم منت
هامش
( 1 ) . توبه 9 / 79 .