1 - مستمرى واجب كه در آن سال به جرم فرمانهاى او به نيكوكارى و جلوگيرىهايش از زشتكارىها او را از آن بىبهره گردانيدهاند .
2 - دارايى قابل تملكى كه دارنده با ميل و دلخواه خود آن را به صورت بخشش از ملكيت خود به در مىكند ، زيرا بخشش ، كارى است كه از سر كمال مردانگى صورت مىگيرد و نمىتواند باشد ، مگر از دارايى خالص انسانى و از چيزى كه ، نه از حقوق واجبهء خدايى است و نه از دارايىهاى دزديده شده از ديگران . آنگاه اين كجا و الغاى مالكيت كه سنگ زير اساس در مسلك اشتراكىهاست كجا ؟ زيرا در نزد ايشان نه بخششى در كار است و نه ديگر حقوق انسانى و آنچه نزد ايشان توان يافت دستمزدهايى است به تناسب كارهايى كه مردم مىكنند .
گزارشهاى ابو ذر دربارهء دارايىها
و امّا آنچه ابو ذر دربارهء دارايىها از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گزارش كرده منادى مكتبى است كه هرگز با مسلك اشتراكى نمىسازد و اين هم بخشى از آنها :
1 - هيچ مسلمانى نيست كه هرمالى دارد يك جفت آن را در راه خداى تعالى بدهد مگر آنكه پردهداران بهشت به پيشواز او آمده و هريك از ايشان او را به بهرهبردارى از آنچه نزد وى است مىخواند . ابو ذر گويد : گفتم : اين چگونه تواند بود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت :
اگر مردانى دارد دو مرد از ايشان را و اگر شترانى دارد دو شتر و اگر گاوانى دارد دو گاو .
و در عبارتى ديگر : هركس يك جفت از دارايىاش را در راه خدا ببخشد پردهداران بهشت به سوى او مىشتابند « 1 » و اين روايت بر خلاف اصلى كه مسلك اشتراكى برگزيده است ثابت مىكند كه هرانسانى دارايى دارد و نيز تشويق مىكند كه آدمى به دلخواه خود از هرنوع كالايى كه دارد يك جفت را در راه خدا ببخشد .
2 - از شتران بايد صدقه داد و از گوسفندان بايد صدقه داد و از گاوان بايد صدقه داد از گندم بايد صدقه داد .
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 5 / 151 ، 153 ، 159 ، 164 .