تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
برگردن وى بود هزارها هزار مىبخشد و گزارش‌هايى از توانگرى او گذشت . « 1 » و مانند ابو سعيد خدرى كه مىگفت : هيچ خاندانى در ميان انصار نمىشناسم كه ثروتش از ما بيشتر باشد . « 2 » و مانند عبد اللّه بن جعفر طيار كه ذكر ثروت و بخشش‌هاى او شهربه‌شهر رفته و ابن عساكر « 3 » و ديگران با گستردگى از آن سخن گفته‌اند . و مانند عبد اللّه بن مسعود كه به نوشتهء صفة الصفوة نود هزار از وى بر جاى ماند . و مانند حكيم بن حزام كه دار الندوه در دست او بود و آن را به صد هزار درهم به معاويه فروخت و عبد اللّه بن زبير به او گفت : وسيلهء سرافرازى قريش را فروختى . حكيم گفت : برادرزادهء من ! همهء وسايل سرافرازى - به جز پرهيزكارى - بر باد رفته است و من با بهاى آن ، خانه‌اى در بهشت مىخرم و ترا گواه مىگيرم كه آن را در راه خدا قرار دادم ، آنگاه كه حكيم به حجّ رفت صد شتر و گاو فربه همراه داشت كه آنها را براى قربانى به سوى حرم راند و از پارچهء برد يمانى بر آنها جل نهاد و صد برده در روز عرفه وقف كرد كه در گردن ايشان گردنبندهاى نقره بود و بر سر آن اين نشانى حك شده بود : آزادشدگان خداى گرامى و بزرگ از سوى حكيم . و سپس ايشان را آزاد كرد و هزار گوسفند قربانى به سوى حرم راند . « 4 » و نيز مردان ديگرى از توانگران كه همسنگ اينانند و آنگاه گوش جهان نشنيد كه ابو ذر به هيچ‌يك از اين توانگران سرزنشى نمايد زيرا مىدانست كه ايشان ثروت خود را از راه مشروع اندوخته‌اند و آنچه برگردنشان بوده و بلكه بيش از آن پرداخته و به گونه‌اى كه بايد ، حقوق مردانگى را مراعات كرده‌اند و او نيز جز همين اندازه از مردم نمىخواست . چرا ابو ذر كاخ سبز معاويه را كه در دمشق مىبيند مىگويد : اى معاويه ! اگر اين خانه را از مال خدا ساخته‌اى خيانت است و اگر از مال خودت ساخته‌اى اسراف است . معاويه
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 85 - 88 . ( 2 ) . صفة الصفوة ، ابن جوزى : 1 / 300 . ( 3 ) . تاريخ ابن عساكر : 5 / 325 - 344 . ( 4 ) . صفة الصفوة ، ابن جوزى : 1 / 304 .