تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
بگيرند ، شهرها آبادان و زمين‌ها زنده و دانش و هدايت فراگير و پراكنده گردد و جامعهء دانش‌پژوهان ، با دانشگاه‌ها و دانشكده‌ها و كتاب‌ها و مجلات برخوردار آيند و بيچارگان به حقوق خدايى خويش رسند و لشكريان به جيره و مركب و زاد و برگ شخصى و نظامى و مرزهاى اسلام به تجهيزات و نفرات لازم به استحكاماتى كه موقعيت‌ها مقتضى آن است تا امت با اين آمادگىهايى كه از آن جهات برايش فراهم مىآيد و با كوششى كه براى پيروزى او در كار است خوشبخت گردد و از همين روى است كه خداوند سبحان ، ساختن ظروف طلا و نقره را ناروا شناخته تا به صورت جامد نمانند زيرا در آن حال بزرگ‌ترين بهره‌ها و بيشتر آنها كه ياد شد و توقع به دست آمدن آنها مىرود از ميان مىرود . اعتراض ابو ذر نيز به كسانى همچون آنان بود كه ياد كرديم ، مانند معاويه كه ابو ذر هر روز بانگ خود را بر در سراى او بلند مىكرد و اين آيه را مىخواند : كسانى كه از زر و سيم گنجينه مىسازند و آن را در راه خدا انفاق نمىكنند بشارت ده ايشان را به كيفرى دردناك . و چون مىديد اموالى براى او گرفته و مىآورند مىگفت : قطار شتران با بارهاى آتش آمدند . و مانند مروان كه تنها يكى از ارقام بخشش عثمان به وى يك پنج همهء غنايم آفريقا بود كه پانصد هزار دينار طلا مىارزيد . و مانند عبد الرحمن بن عوف كه چندان طلا بر جاى گذاشت كه آن را با تبرها تكه‌تكه مىكردند تا جايى كه دست‌هاى تبرداران آبله زد و نيز چهار زن از وى ماند كه سهم الارث هريك هشتاد هزار بود و تازه اين از طلاهاى انبار شده‌اش بوده نه ديگر ارقام ثروتش . « 1 » و مانند زيد بن ثابت كه گذشته از املاك آبادان وى و غير از انبوه چهارپايانى كه از وى ماند ، هنگام مرگ چندان زر و سيم داشت كه براى بخش‌كردن آن از تبرها استفاده مىشد .
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) 8 / 284 .