و مانند طلحه كه سه پوست گاو از وى بر جا ماند و در هرپوست سيصد پيمانه پر از طلا . و آن وقت اين همان ثروتى است كه عثمان دربارهء او مىگويد ، واى من بر پسر آن حضرمى ( طلحه را مىگويد ) من به او چنين و چنان پوست گاو پر از طلا دادم و او خون مرا مىخواهد و مردم را بر من مىشوراند « 1 » . يا بگو : همان طلحه - كه چنانچه از قول ابن جوزى گذشت - صد شتر زر بر جاى گذاشت .
و مانندههاى اين كسان كه از انفاق اموال در ميان اجتماع اسلام خوددارى مىنمودند ، ابو ذر خليفهء روز را مىبيند كه ابو موسى پيمانهاى از زر و سيم برايش مىآورد و او آن را ميان زنان و دخترانش بخش مىكند بدون آنكه پروايى زا ناسازگارى كار خود با شيوهء ارجمند پيامبر داشته باشد ، ابو ذر مىداند چه بسيار پولها بر روى هم انباشته شده كه در آينده در روز هجوم به خانهء عثمان به يغما خواهد رفت ، آرايش يافته است - براى مردم - دوست داشتن خواستنىها از زنان و فرزندان و بستههاى فراهم شدهء زر و سيم و اسبان داغ خورده و چهارپايان و كشتكارىها اين كالاى زندگى گيتى است و بازگشت گاه نيك نزد خدا است . « 2 »
آنگاه چه گمان مىبرى دربارهء مرد ديندار كه از نزديك در كنار اين همه گنج ايستاده است و با توجه به دانش پهناورى كه پيشگويىهاى پيامبر به او بخشيده و نيز با توجه به روحيات آن امت كه به چشم مىبيند خود مىداند كه آن ثروتهاى تل انبار شده ، در آينده بيشتر آن به هزينهء كشاندن مردم به راه نادرست خواهد رسيد و به هزينهء گردآورى و آمادهسازى سپاهيانى از كسانى كه بيعت امام پاك را شكستند و بر او شوريده همسر پيامبر را از پشت پردهء عصمت و از كنج خانهاش بيرون كشيدند ، و نيز دستمزد كسانى خواهد گرديد كه در برترىهاى امويان گزارش بيافرينند و مردان خاندان پيامبر را نكوهش نمايند و به قرآن دستبرد زده ، مفاهيم آن را از جاى خود بگردانند و نيز به كسانى بخشيده خواهد شد كه سرور ما امير مؤمنان را نفرين فرستاده و نيكان و پاكان از دوستان خاندان پاك پيامبر را بكشند و بسيارى از آن نيز به هزينهء بادهگسارى و
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 2 / 404 .
( 2 ) . آل عمران : 3 / 14 .