تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
روشنى است كه بر هيچ مسلمانى پوشيده نمىماند تا چه رسد به ابو ذر كه پيمانهء دانش بوده است ، با آن احاطه‌اش به سنّت پيامبر . و اگر فرد مكلّف ، پس از دادن زكات هنوز هم چيزى بر گردن وى واجب باشد كه آن را نپرداخته است پس چه معنى دارد آن رستگارىاى كه خداى تعالى مؤمنان را در صورت پرداخت زكات ، به يافتن آن شناسانده و گفته است : راستى كه رستگار شدند مسلمانان ، همانان كه در نمازشان فروتنى مىنمايد و همانان كه از كارهاى بيهوده روى گردانند و همانان كه ( دستور ) زكات را به كار مىبندند . « 1 » و اى كاش مىدانستم اگر بر انسان واجب باشد كه جز هزينهء زندگى خود هرچه ثروت دارد بدهد پس با چه سرمايه‌اى كار و پيشهء خود را ادامه دهد و آخر او كه به جز همانچه بايد خرج كند چيزى ندارد . آيا با همانچه براى هزينهء خود اندوخته كار كند ؟ يا با آنچه در يافتن آن دست از پا درازتر بازگشته ؟ و از كجا بياورد كه زكات بدهد و به وسيلهء آن ، هم رخنهء زندگى ناتوانان را پر كند و هم خودش در آينده كه آغاز تهيدستىاش است قوت خود گرداند ؟ آيا مىشود گمان برد كه ابو ذر چشم‌پوشى از همهء اين امور را ضرورى مىشمرده و مىخواسته است كه جهان پر باشد از دهان‌هاى باز مانده و خواهندگانى كه دستشان براى گدايى دراز است ؟ تا ديگر ، گدا ، كسى به جز گدايى ديگر مانند خود را نبيند و روزى خواهنده هيچ‌كس را نيابد كه براى رفع پريشانى و درمان تهيدستىاش روى به او آورد . به نيكوكارى او اميد بندد . زيرا اگر نظريه‌اى را كه به ابو ذر بسته‌اند يك سال و بلكه كمتر ، عملى شود نتيجه‌اى جز اين به بار نخواهد آورد . نه به خدا ، ابو ذر براى اجتماع مسلمانان اين‌گونه پستى را نمىخواست زيرا او براى ايشان جز همهء نيكويىها را دوست نمىداشت و آنگاه اين‌گونه حال و روز را هيچ انسان مصلح و صالحى طالب نيست چه رسد به ابو ذر كه از دانايان ياران پيامبر و از مصلحان و صالحان ايشان به شمار آمده است . آرى ، چنان كه امير مؤمنان گفت : ابو ذر براى خدا به خشم آمد « 2 » و نيز براى مسلمانان
هامش
( 1 ) . مؤمنون / 1 - 4 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 3 ) : 8 / 300 .