به خشم آمد كه مىديد مالياتها و غنايم ايشان را به جاى رساندن به مصرف خودشان انبار كرده و دلالان سيرىناپذيرى و آزمندى از آن بهرهمند مىگردند : مىديد كه غنايم و مالياتهاى ايشان در ميان ديگران بخش مىشود و دست خود ايشان از آن غنايم تهى است .
پس همهء آنچه براى آن اعتراضها و درگيرىها بر سر وى آمد و در برابر خداوند و در راه او بود چنان كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز در سفارشهايش به او گفت : تو مردى شايسته هستى و پس از من دچار گرفتارى و آزمايشى مىشوى . پرسيد : در راه خداست ؟ گفت : در راه خداست . گفت : پس خوشا به فرمان خدا . « 1 »
و تازه كشمكشى كه ميان ابو ذر و معاويه دربارهء اين آيه : « كسانى كه از زر و سيم گنجينه مىسازند و آن را در راه خدا انفاق نمىكنند پس مژده ده ايشان را به كيفرى دردناك » درگرفت بر سر اين بود كه معاويه مىگفت : اين آيه فقط دربارهء اهل كتاب است ولى ابو ذر - به گونهاى كه بخارى گزارش كرده و عين گزارش او گذشت « 2 » - معتقد بود كه هم دربارهء ايشان است و هم دربارهء مسلمانان . و همين روايت كه براى تهمتزنندگان به ابو ذر يگانه مدرك است آشكارا مىرساند كه ميان ابو ذر و معاويه در مورد مقدارى كه انفاق آن واجب است اختلافى نبوده و اختلاف بر سر آن بوده كه آيه دربارهء چه كسانى است ، پس معاويه بر آن رفته كه دربارهء اهل كتاب است و ابو ذر با تعليم از آبشخور وحى و از لحن آيه چنان دانسته كه آيه دربارهء كليهء مكلّفان است . بنابراين يا بايستى هردو را معتقد به لزوم انفاق زائد بر قوت دانست يا هردو را از اين عقيده تبرئه كرد و اينكه فقط ابو ذر را متهم مىدارند زاييدهء كينهتوزىها و دشمنىها است .
و به هرحال كه مقصود آيه انفاق بخشى از مال است نه همهء آن و هرچند كه ديدهء كوتهبينان در آغاز كار ، شق دوم را مىفهمد و اين آيه به نسبت ديگر آياتى كه در مايههاى همانند آن رسيده چيز تازه و شگفتآورى ندارد ، چنان كه در يكجا مىخوانيم : نمونهء كسانى كه دارايىهاشان را در راه خدا انفاق مىكنند مانند دانهاى است كه هفت خوشه
هامش
( 1 ) . همان : 8 / 316 .
( 2 ) . همان : 8 / 295 .