كسى كه در نوشتههاى محدثان نيكو بينديشد درمىيابد كه دامن كتابهاى حديث نيز از اين فسادها كه به برخى از آنها اشاره كرديم پاك نمانده و اين است مىبينى آنچه را بايد از قلم بيندازند نگاشتهاند و آنچه را بايد بنويسد به قلم نياوردهاند كه ما شناخت اين مسأله را بر عهدهء دانش و زيركى خوانندگان گرامى مىگذاريم .
راستى كه تو از اينها بىخبر بودى ، پس ما پرده را از پيش روى تو كنار زديم و اينك ديدهات تيزبين است . « 1 »
نظريهء ابو ذر دربارهء ثروتها
سرور ما ابو ذر نيز همچون ديگر همگنانش بود كه در پيروى از نشانههاى كتاب خدا و سنت پيامبر ، صلاح امت و رستگارى ملت خويش را مىخواستند و انحراف از آن دو راهنماى گرانقدر را به اندازهء بند انگشتى برايشان سزاوار نمىدانستند و مىخواستند منش نكوهيدهء بخل را از مردم دور سازند تا ناتوانان امت بهرهاى از بخششهاى توانگران داشته باشند و از آن حقوقى كه خدا برايشان نهاده محروم نگردند . انتقاد او متوجه بود به غصبكنندگان حقوق تنگدستان و به كسانى كه با اختصاص دادن ثروتها به خويش ، پوستهاى گاو را پر از زر و سيم كرده در خانههاشان بر روى هم چيده بودند و شمشهاى طلاشان براى بخشكردن با تبرها شكسته مىشد بدون آنكه حقوق واجبهء آن از زكات و خمس پرداخت شود و بىآنكه به دادخواهى جگر سوختگانى پردازند كه گرسنگى خوراكشان بود و تشنگى نوشابهء ايشان و دشوارى و رنج ، آسايش ايشان ، با آنكه در نزد جماعت ، ثروتهاى انبار شدهاى بود كه دهانهاى بازمانده ، سودى از آن نمىبرد و از فزونى آن بهرهاى به اجتماع نمىرسيد و چيزى از آن در مصالح عامه مصرف نمىشد با آنكه خداوند سبحان چنان خواسته است كه زر و سيم دستبهدست برود و در راه كارها و صنعتهاى گوناگون به گردش درآيد تا امت در جستجوى آن به اين سوى و آن سوى روند ، خداوندان زر و سيم سودها از سرمايهء خود برند و ناتوانان دستمزدها
هامش
( 1 ) . ق 50 / 22 .