تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
بر خليفه داشتند و ابو سفيان مىگويد : اى فرزندان اميه ! فرمانروايى را مانند گوى ميان خويش برگردانيد ، زيرا سوگند به آنكه ابو سفيان به او سوگند ياد مىكند من هميشه اميدوار بودم شما به آن برسيد و البتّه در آينده نيز به وراثت به كودكانتان خواهد رسيد . يا به عثمان مىگويد : پس از تيم و عدى ( تيرهء ابو بكر و عمر ) كار از آن تو گرديد ، پس آن را مانند گوى به گردش درآور ، ميخ‌هاى ساختمان خلافت را از امويان قرار ده كه براستى اين جز پادشاهى نيست و من نمىدانم بهشت و دوزخ چيست . « 1 » و عثمان نيز هرچند در آن هنگام او را مىراند ولى عقيدهء او دربارهء امويان كه مىخواستند با كيش خدا همچون گوى بازى كنند عوض نشد و من نمىدانم آيا هرگز به دل وى گذشت كه ابو سفيان را براى آن سخن كفرآميز ننگين ادب كند ؟ همچنانكه دربارهء ابو ذر نيكوكار پرهيزكار و همانندان شايسته و پرهيزكار او تصميم گرفت و عمل كرد ؟ ! آرى ، ابن اثير هيچ‌يك از اينها را نديده و براى خليفه عذر آورده است كه وى زير دستانش را ادب مىكند !

عماد الدين ابن كثير

ابن كثير دمشقى هم در البداية و النهاية « 2 » كار را بر همان مبنايى كه پيشينيانش داشتند از نديده گرفتن و تبهكارىهايى كه بر ابو ذر رفته ، بنياد نهاده و سپس نغمه‌هايى تازه از خود ساز كرده ، و مىگويد : ابو ذر كار توانگرانى را كه مالى مىاندوختند ناپسند مىشمرد و ايشان را از ذخيره‌كردن چيزى بيش از قوت لازم بازمىداشت و واجب مىدانست كه زيادتى را صدقه دهند و اين آيه را نيز با برداشت خود تفسير مىكرد كه خداوند مىگويد : و كسانى كه از زر و سيم گنجينه فراهم مىآورند و آن را در راه خدا انفاق نمىكنند مژده ده ايشان را به كيفرى دردناك . معاويه او را از نشر اين سخنان بازمىداشت و چون ديد نمىپذيرد ، كس به نزد عثمان فرستاد و از او شكايت كرد . عثمان به ابو ذر نوشت كه به مدينه نزد وى آيد و چون بيامد عثمان او را براى پاره‌اى از كارها كه كرده بود سرزنش كرد
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 285 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 7 / 155 .