معجزات پيامبر و پيشگويى او از فتنههاى پس از خود آوردهاند . « 1 » آيا اينها بر ابو ذر و دوستان او از خاندان پيامبر و بر ديگر شايستگان امّت كه با او همعقيدهاند گران و دشوار نمىآيد ؟ به ويژه آنكه سابقهء تبعيد از مركز رسالت را فقط كسانى داشتهاند همچون حكم ، عموى خليفه و پسر او و خانوادهاش كه لشكر تباهى و بزهكارى بودند و بايد پايتخت اسلام از پليدىهاى ايشان دور باشد و ايشان با ماندگار شدن در آنجا ، ساحت پاك آن را آلوده نگردانند و آنگاه ابو ذر ، آن دارندهء پايگاه و الا در نزد خدا و پيامبر و آن همانند عيسى در ميان امّت محمّد و آن كس كه آسمان سايه بر سر نيفكند و زمين كسى را دربر نگيرد كه راستگوتر از او باشد و همان كس كه خداى سبحان پيامبرش را دستور به داشتن او داد و خود از آن سه تن است كه بهشت شيفتهء ايشان است و نيز از آن سه تن است كه محبوب خداى تعالى است .
آيا چنين كسى با آن رانده شدهء لعنت شده ( حكم ) برابر است كه همان مجازات را دربارهء وى روا دارند و سپس نيز با برابرانگارى او نامش را لكهدار كرده در ميان اجتماع چنين داغ ننگى بر وى زنند و مردم را از نزديك شدن به او بازداشته ، با خوارى و سبكانگارى پيرامون وى جار زنند و مردم را از انبوه دانشش محروم دارند ؟ و سوگند به حيات خداوند و به ارج اسلام و به بزرگوارى انسانيت و به پاكى ابو ذر كه دو نيمه شدن با اره و ريزريز شدن با قيچى براى يك متدين غيرتمند آسانتر است از همواركردن گوشهاى از اين لكههاى زشت بر خويش .
وانگهى خليفه بايد كسانى از زيردستان خود را ادب كند كه آداب دينى را از دست داده و منجنيق نادانى ، او را به دورترين پرتگاه پستى افكنده و نابودش ساخته است ، امّا كسى همچون ابو ذر كه پيامبر او را چنان ستوده كه هيچكس را به آنگونه نستوده بود و نيز او را مقرّب داشته و به خويش نزديك كرده و آموزش داده و چون در كنار خود نيافته سراغش را گرفته و گواهى داده كه او در پارسايى و خداپرستى و راستى و نيكوكارى و در خوى و روش و خوشرفتارى همانند عيسى است ، چنين كسى را چگونه و براى چه
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 324 - 328 .