ادب كنند ؟ و اين چه ادب كردنى است كه پيامبر آن را نوعى گرفتارى و آزمايش براى ابو ذر در راه خدا مىشمارد و به او دستور مىدهد كه در برابر آن شكيبا باشد و پاسخ وى نيز آن است : خوشا به فرمان خدا . و چگونه و چرا ابو ذر سزاوار ادبكردن باشد با آنكه كار او در نزد خداوند سبحان نيكو شمرده شده و شايستهء سپاسگزارى است و امير مؤمنان او را كسى مىبيند كه در راه خدا خشم گرفته و به او مىگويد : اميد به كسى دار كه برايش خشم گرفتى . « 1 »
آرى ، ابو ذر خود بايد ادب كنندهء مردم باشد ، زيرا از دانش پيامبر و فرمانها و حكمتهاى دين و روحيات بزرگوارانه و منشهاى برتر چندان در نهاد او گرد آمده كه وى را در ميان امّت محمّد همانند عيسى گردانيده است .
چگونه خليفه در پى آن است كه ابو ذر كسى با اين شخصيت را ادب كند ولى بر وى گران مىآيد كه وليد بن عقبهء هميشه مست را براى ميگسارى و به بازى گرفتن نماز واجب ادب نمايد ؟
و بر وى گران مىآيد كه عبيد اللّه بن عمر را براى ريختن خون بىگناهان ادب كنند ، و بر وى گران مىآيد كه مروان را كه خود وى ، او را متهم به جعل نامه از طرف خويش مىنمايد ادب كند ؟
و بر وى گران مىآيد كه آن بىشرم ياوهسرا ، مغيرة بن اخنس را ادب كند كه به وى مىگويد : من ترا در برابر على بس هستم ! و امام عليه السّلام نيز به او پاسخ مىدهد : اى پسر نفرين شده و اى درخت بىشاخ و بن ! تو مرا بسندهاى ؟ ! به خدا هركس را كه تو ياور وى باشى خدا به ارجمندى نمىرساند . « 2 »
چه شده كه خليفه ابو ذر را تبعيد مىكند و كسانى ديگر از بزرگان را نيز در پى او مىفرستد و پيشواى ما امير مؤمنان را براى تبعيد ، سزاوارتر از ايشان مىداند « 3 » و آن راندهشدگان به وسيلهء پيامبر را كه حكم و پسرش با سوابق و لواحق آنچنانى باشند پناه
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 300 .
( 2 ) . نهج البلاغة : 1 / 253 .
( 3 ) . اگر خدا خواست داستان آن در ضمن بحث از درگيرىهاى خليفه با عمار بيايد .