و اين كودكان همانهايىاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با اين گفتار خويش گزارش ظهور آنان را داده : براستى تباهى پيروان من بهدست كودكانى بىخرد از قريش خواهد بود . « 1 »
و به اينگونه : هلاك اين ملت بهدست كودكانى از قريش خواهد بود . « 2 »
و همان فرمانروايان بىخرد هستند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در نظر داشته و به كعب بن عجره گفته است : اى كعب ! خدا ترا از فرمانروايى بىخردان پناه دهد ! پرسيد : اى رسول ! فرمانروايى بىخردان چيست ؟ گفت : فرمانروايانى كه پس از من خواهند بود و خوى و سيرت مرا مايهء راهنمايى نمىگيرند و سنت مرا شيوهء خود نمىگردانند - همان حديثى كه گذشت « 3 » - .
و هم آنان كه پيامبر در نظر گرفته و دربارهء ايشان به مردم گفته است : بشنويد آيا شنيديد ؟ پس از من فرمانروايانى خواهند بود كه هركس بر ايشان درآمد و دروغ ايشان را راست شمرد و در ستمگرىهاشان كمك كار آنان شد ، چنان كسى از من نيست و من از او نيستم و او بر من در كنار حوض كوثر درنمىآيد و هركس بر ايشان درنيامد و دروغ ايشان را راست نشمرد و كمك كار ستمگرىشان نشد ، او از من است و من از اويم و بر من در كنار حوض كوثر درمىآيد . و در يك خبر : در آينده فرمانروايانى دروغگو و ستمگر خواهند بود ، هركس دروغ ايشان را راست شمرد . . . . « 4 »
و به گزارش احمد : در آينده پس از من اميرانى دروغگو و ستمگر خواهند بود ، پس هركه دروغ ايشان را راست شمارد و در بيدادگرىهاشان آنان را يارى و همپشتى نمايد
هامش
( 1 ) . اين گزارش را بخارى در كتاب الفتن از صحيح خود : 10 / 146 و نيز حاكم المستدرك : 4 / 470 آورده است و حاكم و ذهبى درستى آن را گواهى كردهاند و حاكم گويد : خذيفة بن يمان صحت اين حديث را گواهى كرده است .
( 2 ) . المستدرك ، حاكم : 4 / 479 كه مىنويسد : حديثى صحيح است به شرط روايت بخارى و مسلم كه آن را روايت نكردهاند و اين حديث ، گواههايى هم - از سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ياران پاك او و شاگردان پيشواى ايشان - دارد كه مجال ذكر آنها را ندارم ، سپس مىپردازد ، به ذكر پارهاى از آنچه دربارهء حكم و مروان و فرزندان ابو العاص قبلا آورديم .
( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 256 .
( 4 ) . تاريخ خطيب بغدادى : 2 / 107 و 5 / 362 .