او را از اين كار منع كرد و اين آيه فرود آمد : و روزى كه ستمگر دو دستش را مىگزد تا آخر آيه . و گويد : مقصود آيه از ستمگر عقبه است و از فلان أبى . و مانند اين روايت از شعبى و قتاده و عثمان و مجاهد نيز گزارش شده است . كسانى كه نزول اين آيه « و روزى كه ستمگر . . . تا : مايهء خذلان است » را دربارهء عقبه روايت كرده و مقصود از ستمگر را او دانستهاند عبارتند از : ابن مردويه ، ابو نعيم در الدلائل ، ابن منذر ، عبد الرزاق در المصنف ، ابن ابى شيبه ، ابن ابى حاتم ، فريابى ، عبد بن حميد ، سعيد بن منصور ، ابن جرير « 1 » .
اين پدر بود ، اين هم پسر !
امّا وليد كسى است كه به زبان وحى آشكارا تبهكار خوانده شده ، زناكار بوده و بزهكار و هميشه مست و دائم الخمر كه دستورهاى دين را با پردهدرىهايش لگدكوب كرده و جلوى چشم همه با تازيانههايى كه خورده پردهاش دريده شده . دربارهء او از قرآن توضيح بخواه : اگر تبهكارى خبرى براى شما آورد دربارهء آن تحقيق كنيد « 2 » ، زيرا كسانى كه در زمينهء تأويل قرآن دانشى دارند چنانچه گذشت « 3 » اجماع كردهاند كه در اين آيه دربارهء او فرود آمده است .
و نيز از آيهء ديگر آن توضيح بخواه : آيا كسى كه مؤمن بود همچون كسى است كه تبهكار باشد ؟ مساوى نيستند و چنان كه اين آيه مانند آيهء سابق او را به عنوان تبهكار ياد مىكند « 4 » .
و نيز از محراب مسجد كوفه توضيح بخواه كه آن روز از سرمستى در آنجا قى كرد و نماز صبح را چهار ركعت خواند و با صداى بلند به خواندن اين تصنيف پرداخت :
هامش
( 1 ) . ر ك : تفسير طبرى : 19 / 6 ؛ تفسير بيضاوى : 2 / 161 ؛ تفسير قرطبى : 13 / 25 ؛ تفسير زمخشرى : 2 / 326 ؛ تفسير ابن كثير : 3 / 317 ؛ تفسير نيشابورى كه در حاشيهء تفسير طبرى چاپ شده 19 ، 10 ؛ تفسير رازى :
6 / 369 ؛ تفسير ابن جزى كلبى : 3 / 77 ؛ امتاع ، مقريزى 61 ، 90 ؛ الدر المنثور ، سيوطى : 5 / 68 ؛ تفسير خازن : 3 / 365 ؛ تفسير نسفى كه در كنار تفسير خازن چاپ شده : 3 / 365 ؛ تفسير شوكانى : 4 / 72 ؛ تفسير آلوسى : 19 / 11 .
( 2 ) . حجرات : 49 / 6 .
( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 124 .
( 4 ) . همان : 2 / 46 ، 47 .