تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
را داشت يك بار ما در مسجد بوديم كه ابن مسعود به سوى ما بيرون شد و گفت : اى كوفيان ! يك شبه صد هزار سكه از بيت‌المال شما گم شد كه نه دربارهء آن نوشته‌اى از خليفه به من رسيده و نه در مورد آن برائت‌نامه‌اى براى من فرستاده ، اين سخن را وليد به عثمان نوشت و او ابن مسعود را از كار بيت‌المال برداشت . « 1 »

وليد و پدرش

پدرش عقبه ، از همسايگان پيامبر بود كه بيش از همه در آزار رساندن به او صلّى اللّه عليه و آله كوشش داشت . ابن سعد به اسناد از طريق هشام بن عروه و او از پدرش و او از عايشه آورده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : من ميان دو نفر از بدترين همسايگان خانه داشتم ، يكى ابو لهب و ديگرى عقبه ، سرگين‌هاى درون شكنبهء حيوانات را مىآوردند و در جلوى خانهء من مىريختند تا آنجا كه ايشان آنچه را كه دور مىريختند مىآوردند و در خانهء من مىريختند . « 2 » و ابن سعد مىنويسد : كسانى كه به دشمنى و كينه‌ورزى با پيامبر و ياران او مىپرداختند اينان بودند : ابو جهل ، ابو لهب ، آنجا كه مىرسد به : عقبه و حكم بن ابى العاص و سپس مىنويسد : چون ايشان همسايگان بودند و كسى كه دشمنى با او را به نهايت درجه رساند ابو لهب بود و ابو جهل و عقبه . « 3 » و ابن هشام مىنويسد : كسى كه پيامبر را در خانهء خودش مىآزرد ابو لهب بود و حكم بن ابى العاص و عقبه . « 4 » همو مىنويسد : ابى بن خلف با عقبه دوستى خالصانهء خوشى در ميانشان بود . عقبه با رسول نشسته و سخن او بشنيد و اين گزارش به گوش أبى رسيد ، نزد عقبه رفته و گفت : مگر به من نرسيده است كه تو با محمّد نشسته و سخن او را شنيده‌اى ؟ سپس گفت : ديگر ناروا است كه روى به روى تو آورم و با تو سخن گويم . و سوگندى سخت برايش
هامش
( 1 ) . العقد الفريد : 2 / 272 . ( 2 ) . الطبقات ، ابن سعد 1 / 186 چاپ مصر . ( 3 ) . الطبقات ، ابن سعد : 1 / 185 . ( 4 ) . سيره ابن هشام : 2 / 25 .