تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
جايز بودن يا نبودن روايت از زبان او سخنى بر زبان نرانيم ، چرا كه در قرآن به نام فاسق ياد شده و با تبهكارىهايى كه آشكار كرده به پرده‌درىها برخاسته و از مرزهايى كه قوانين خدايى نهاده بود تجاوز كرده و كسانى كه از مرزهاى قوانين خدا تجاوز كنند از ستمگران‌اند .

36 - بخشش خليفه به عبد اللّه از اموال مسلمانان

خليفه به عبد اللّه بن خالد بن اسيد بن ابى العيص بن اميه سيصد هزار درهم و به هر يك از قوم او هزار درهم بخشيد . و نيز در كتب مختلف مىخوانيم كه او به عبد اللّه چهارصد هزار درهم داد . « 1 » ابو مخنف گويد : در دورهء عثمان كارگزار بيت‌المال عبد اللّه بن ارقم بود . عثمان صد هزار درهم از بيت‌المال وام خواست و عبد اللّه سندى نوشت كه در آن ، حقّ مسلمين را بر آن مال ياد كرد و على و طلحه و زبير و عبد اللّه بن عمر و سعد بن ابى وقاص را به گواهى گرفت . و چون مهلت پرداخت وام به سرآمد عثمان آن را پس داد ، سپس چون عبد اللّه بن خالد بن اسيد از مكّه همراه با مردمى از جنگجويان از مكّه بيامد عثمان دستور داد تا به عبد اللّه سيصد هزار درهم و به هرمردى از قوم وى نيز صد هزار درهم دادند و در اين مورد حواله‌اى نوشت و به نزد ابن ارقم فرستاد و اين مبالغ را زياد شمرد و حواله را رد كرد و گويند كه از عثمان خواست تا در ضمن آن ذكرى از حقوق مسلمانان ( و اينكه بايد پس داده شود ) بنمايد و او نپذيرفت و ابن ارقم هم از دادن پول به آن گروه خوددارى كرد تا عثمان به او گفت : تو خزانه‌دار ما هستى ، چه باعث شده كه چنين مىكنى ؟ ابن ارقم گفت : من خود را خزانه‌دار مسلمانان مىدانستم و خزانه‌دار تو نيز غلامت است و بس ، به خدا كه هرگز براى تو كار بيت‌المال را به گردن نمىگيرم . پس كليدها را بياورد و آن را به منبر آويخت و گويند آن را به سوى عثمان انداخت و عثمان آن را به برده‌اش ناتل سپرد . سپس كارگزارى بيت‌المال را به زيد بن ثابت انصارى واگذاشت و كليدها را به او داد و
هامش
( 1 ) . العقد الفريد : 2 / 261 ؛ المعارف به قلم ابن قتيبه 84 ؛ شرح ، ابن ابى الحديد : 1 / 66 .