- على را مؤمن و وليد را فاسق خواند هرگز مؤمن خداشناس با فاسق خائن برابر نيست .
- در آيندهء نزديك على و وليد را آشكار به سوى حساب خواهند خواند ،
- پاداش على را بهشت قرار مىدهند و پاداش وليد را خوارى چه بسيار از نياكان عقبة بن ابان « 1 » بودند .
- كه در شهرهاى ما تنبانهاى كوتاه مىپوشيدند و ترا چه به قريش ؟ تو بيگانه مردكى از كافران صفوريهاى .
- و به خدا سوگند تو از آنچه بدان شناخته شدهاى پيشتر به دنيا آمده و بزرگسالتر هستى . « 2 »
و نيز اگر مىخواهى ، از خليفه عثمان بپرس كه او را شايسته دانسته و سرپرستى صدقات تغلبيان و سپس فرمانروايى كوفه را به او سپرده و او را بر احكام دين و نواميس مسلمانان و تهذيب مردم و دعوت ايشان به دين يگانهپرستى امين شمرده و بدهى او به بيتالمال را بخشيده و ذمّهاش را از مالى كه از فقرا بر گردن وى بوده برى ساخته ، آيا در آيين پاك ما مىتوان چنين مردى را اين همه چيرگى و نيرومندى بخشيد ؟ من پاسخى براى اين سؤال ندارم و شايد تو ، يا نزد خليفه چيزى بيابى كه كار او را موجه جلوه دهد يا نزد ابن حجر كه پس از اقرار به صحت آنچه ما گفتيم و اينكه : از طريق راويان مورد اطمينان رسيده است - پاسخى تراشيده كه معلوم نيست چه از آن به دست آيد ، زيرا مىنويسد : ثابت است كه وى از اصحاب رسول بوده و گناهانى هم كرده كه كار آن با خداست و درست آن است كه سخنى از آنها نرود . « 3 »
ولى ما خاموشى را درست نمىداريم آن هم پس از آنكه قرآن كريم خاموشى نگزيده و در دو جا او را فاسق ناميده ، مگر كسى كه مؤمن است مانند كسى است كه تبهكار است ؟ برابر نيستند . و ما هرچه را هم كه ميان او و خداست به سكوت برگذار كنيم ، ديگر روا نيست مترتب شدن و نشدن آثار عدالت را هم بر او با سكوت برگذار كنيم و از
هامش
( 1 ) . ابان نام ابو معيط جدّ وليد است .
( 2 ) . شرح ، ابن ابى الحديد : 2 / 103 .
( 3 ) . تهذيب التهذيب : 11 / 144 .