تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
گردن مرا بزند . گفتند : تو يك شتر سرخ مو دارى كه هيچ سوارى به آن نرسد و اگر شكست خورديم بر آن بپر و برو . او با آنان بيرون شد و چون خدا مشركان را درهم شكست و شتر او وى را در روى زمين به حركت درآورد . پس او از آن هفتاد نفر قرشى بود كه رسول گرفتارشان ساخت و چون عقبه را به نزد وى آوردند ، گفت : آيا ميان همهء اينها مرا مىكشى . گفت : آرى ، به خاطر آب دهانى كه به صورت من افكندى . و به گزارش طبرى : به سبب كفر و تبهكارىات و براى سركشىات از فرمان خدا و رسول او . پس على را فرمود تا گردن وى را زد و خدا اين آيه را دربارهء او نازل كرد : روزى كه ستمگر هردو دست خود را مىگزد - تا آنجا كه : - و شيطان براى آدمى مايهء خذلان بود . و ضحاك گفت : چون عقبه به روى رسول تف كرد آب دهانش به سوى خودش برگشت و به آنجا كه مىخواست نرسيد و دو گونهء او را سوزاند و اثر آن همچنان باقى ماند تا به دوزخ رفت . و در گزارشى هم آمده : عقبه بسيار با رسول نشست و برخاست داشت . پس مهمانىاى ترتيب داد و رسول را نيز دعوت كرد و او نپذيرفت كه از غذاى او بخورد ، مگر كلمهء شهادتين را بر زبان آورد . او نيز چنين كرد ولى أبى بن خلف كه دوستش بود وى را نكوهيد و گفت : عقبه ! تغيير دين دادى ؟ گفت : نه ، ولى او سوگند خورده بود - كه با آنكه در خانهء من است از غذاى من نخورد ، من نيز از او شرم داشتم و به زبان شهادت دادم ولى در قلبم شهادت ندادم . او گفت : روبرو شدن من و تو حرام خواهد بود ، مگر آنكه محمّد را ديدار كنى و به‌پشت گردنش بكوبى و در رويش تف كنى و به‌چشمش سيلى بزنى . او برفت و پيامبر را در دارالندوه در حال سجده يافت و چنان كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : ترا در خارج از مكّه ديدار نكنم ، و گرنه سرت را با شمشير بردارم . و طبرى در تفسير خود مىنويسد : برخى گفته‌اند منظور آيه از « ستمگر » همان عقبه است ، زيرا او پس از مسلمانى از اسلام برگشت تا أبى بن خلف را خشنود گرداند و گفته‌اند مقصود آيه از فلان نيز أبى است . و از ابن عبّاس روايت شده كه گفت : ابى بن خلف در نزد پيامبر حاضر شد ، پس عقبه
الغدير ( فارسى ) — صفحة 395 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى