تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
آرى ، خليفه خواست پيوند خويشاوندىاش با اين جوانك تبهكار را استوار گرداند و آن هم با دادن آن مبالغ بيش از حد و حق وى از بيت‌المال ، اگر اصلا بپذيريم كه او كوچك‌ترين حقى در آن داشته است كه هرگاه اين بخشش‌ها حق وى بود بزرگان صحابه ، و پيشاپيش همه امير مؤمنان ، بر آن ايراد نمىگرفتند . امّا اينكه عثمان عذر و بهانه آورده است كه او با رسيدگى به خويشانش اميد ثواب دارد همچنانكه عمر و ابو بكر با جلوگيرى از رسيدن اموال زياد خويشانشان از بيت‌المال ، اميد ثواب داشتند سخنى پوچ است ، زيرا رسيدگى به خويشان آنگاه پسنديده و نيكو است كه هزينهء آن از مال خالص خود شخص پرداخت شود نه از اموالى كه همهء مسلمانان در آن حق دارند و هركس چيزى را كه مال خودش نيست ببخشد درستكار نبوده و امين صاحبدلان مال شمرده نمىشود و كار چنين كسى به گناه نزديك‌تر است تا پاداش خير .

35 - بخشش خليفه به وليد از مال مسلمانان

خليفه به برادر مادرىاش وليد بن عقبة بن ابى معيط بن ابى عمرو بن اميه آنچه را به وسيلهء عبد اللّه بن مسعود از بيت‌المال مسلمين وام گرفته بود بخشيد . بلاذرى مىنويسد : چون وليد به كوفه آمد ابن مسعود را كارگزار بيت‌المال يافت و از او مالى قرض خواست كه اين كار را واليان مىكردند و سپس آنچه را گرفته بودند پس مىدادند . عبد اللّه نيز آنچه خواسته بود به وى قرض داد و سپس از وى خواست كه آن را بپردازد . وليد در اين‌باره با عثمان مكاتبه كرد و عثمان به عبد اللّه بن مسعود نوشت : تو خزانه‌دار مايى و بس . پس براى آنچه وليد از اموال ستانده ، كارى به وى نداشته باش . ابن مسعود كليدها را بيفكند و گفت : من گمان مىكردم كه خزانه‌دار مسلمانانم امّا اگر قرار شود خزانه‌دار شما باشم مرا نيازى به آن نيست و پس از افكندن كليدهاى بيت‌المال ، در كوفه ماندگار شد . « 1 » عبد اللّه بن سنان گفت : وليد در كوفه بود و ابن مسعود نيز كارگزارى بيت‌المال در كوفه
هامش
( 1 ) . الانساب : 5 / 30 .