تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
بس « 1 » . و آيات ديگر كه البته ميان اين دو دسته آيات شريفه هيچگونه ناسازگارى نيست ، زيرا با زمينه‌هايى كه چيديم و با آنچه در اين‌باره روشن شد ، يك كار را هم مىتوان از انجام دهنده و برگزيننده‌اش دانست و هم از برانگيزانندهء آن . پس آن آيه كه دربارهء ابو طالب نازل شده از همان آيات دستهء نخست است و خود پس از آياتى آمده كه به گفتگو دربارهء گروندگان به اين آيين مىپردازد تا همان را برساند كه از ماننده‌هاى آن مىتوان دريافت و تا روشن كند كه راهنمايى راه‌يافتگان ياد شده به شيوهء ديگران را بايستى از خداى پاك دانست . پس آن آيه هيچ پيوندى به آدمى ويژه - چه ابو طالب باشد چه ديگرى - ندارد ، و اگر با اين گروه همراهى بنماييم و بپذيريم كه ميان ابو طالب عليه السّلام با آن ، پيوندى هست ، بايد بگوييم همان‌طور كه از آيات پيشين آن برمىآيد ، گرويدن او به اين آيين را بهتر مىرسان تا باور نداشتن او را ، و بدينگونه است كه بايد به تفسير اين آيه پرداخت و از گفته‌هاى ناچيزى كه پيرامون آن رسيده - كه پاره‌اى گذشت و پاره‌اى بيايد - پروا ننمود . تازه هيچ‌يك از رواياتى كه به تنهايى در اين‌باره رسيده ، سند پيوسته‌اى ندارد ، زيرا يكى از روايت عبد بن حميد و مسلم و ترمذى و ديگران است كه براساس آن ابو هريره گفته : چون هنگام مرگ ابو طالب رسيد ، پيامبر خدا گفت : اى عمو ! بگو هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست تا به يارى آن در روز رستاخيز در آستان خداوند به سود تو گواهى دهم . او گفت : اگر نه اين بود كه قرشيان مرا سرزنش مىكنند و مىگويند : اين كار را تنها از بىتابى بر مرگ نموده ، البته با انجام آن ، ديدهء ترا روشن مىساختم ، و خداوند اين آيه را فروفرستاد : براستى تو نمىتوانى هركه را دوست داشتى ، راه بنمايى « 2 » . چگونه ابو هريره چنين گزارشى را بازگو مىكند با آنكه او در روز درگذشت ابو طالب گداى ستيزه‌گرى بود از تيرهء دوس در ميان نامسلمانان يمن كه با پافشارى از مردم گدايى مىكرد و تهيدستى از همه سوى او را در زير بال گرفته بود ، و همه بىچون‌وچرا
هامش
( 1 ) . آل عمران 3 / 20 . ( 2 ) . الدر المنثور : 5 / 133 .