بهرهاى ندارند . « 1 »
و در عبارتى كه ابن حجر آورده مىخوانيم :
اجازهاش بدهيد كه لعنت خدا و همهء مردمان و فرشتگان بر او باد و بر آنچه از پشتش خارج مىشود . در دنيا سرفرازى مىيابند و در آخرت به خوارى دچار مىشوند و صاحبان نيرنگ و فريب هستند ، مگر شايستگان ايشان كه بسيار اندكاند . « 2 »
و حاكم گزارشى آورده و آن را صحيح شمرده كه به موجب آن عبد اللّه بن زبير گفت :
پيامبر ، حكم و فرزندانش را نفرين كرد . « 3 »
و دارقطنى در الافراد و نيز طبرانى و ابن عساكر از طريق عبد اللّه بن عمر آوردهاند كه وى گفت : شبانه به نزد پيامبر كوچيدم ، پس على بيامد و پيامبر به او گفت : نزديك بيا ، پس او همچنان به وى نزديك شد تا گوش بر دهان پيامبر نهاد و همينطور كه وى برايش نجوا مىكرد او مانند فردى نگران سر برداشت و پيامبر به على گفت : برو و او را همانگونه بياور كه گوسفند را به سوى شير دوشنده مىآورند . و من ناگهان على را ديدم كه گوش آويختهء حكم را به دست گرفته او را داخل كرد و در برابر پيامبر بر پاى داشت . پس پيامبر سه بار او را لعنت كرد و سپس گفت : او را در جايى بدار تا گروهى از مهاجران و انصار به سوى او شوند . سپس بر او نفرين فرستاد و لعنت كرد و گفت : البتّه اين با كتاب خدا و سنت رسول مخالفت خواهد كرد و از پشت او فتنههايى به در مىآيد كه دود آن به آسمان مىرسد . گروهى از آن مردم گفتند : اين كمتر و خوارتر از آن است كه اين كارها از وى برآيد . گفت : چنان خواهد بود كه گفتم و برخى از شما نيز در آن روز پيروان او خواهيد بود . « 4 »
و ابن عساكر از طريق عبد اللّه بن زبير آورده است كه وى بر روى منبر گفت : قسم به
هامش
( 1 ) . الانساب : 5 / 126 ؛ المستدرك : 4 / 481 ؛ السيرة الحلبية : 1 / 337 . حاكم درستى گزارش بالا را گواهى كرده ، چنانچه دميرى هم در حيوة الحيوان : 2 / 299 و ابن حجر در الصواعق 108 آن را ياد كردهاند و هم سيوطى در جمع الجوامع : 6 / 90 چنانچه در تدوين يافتهء كتاب وى به نقل از ابو يعلى و طبرانى و حكم و بيهقى و ابن عساكر مىتوان ديد .
( 2 ) . تطهير الحنان در حاشيهء الصواعق 147 .
( 3 ) . المستدرك : 4 / 481 .
( 4 ) . كنز العمال : 6 / 39 ، 90 .