تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
اين هم از سخنان او است كه : قرآن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرود آمد و اموال بر چهار قسم بود : اموال مسلمانان كه آن را مطابق قوانين ارث ( پس از مرگ ايشان ) ميان وارثان بخش كرده است ، غنايم و خراج كه آن را ميان مستحقانش قسمت كرده است ، و خمس كه خداوند آن را در جاى خود نهاده ، و صدقات كه خداوند آن را در جاى خود نهاده . « 1 » و از اصفهان مالى براى امير مؤمنان آوردند كه آن را هفت بخش كرد ، يك قرص نان زياد آمد پس آن را نيز شكست و هفت تكه كرد و هرتكهء آن را بر روى يكى از آن بخش‌هاى اموال نهاد سپس ميان مردم قرعه انداخت تا اوّلين‌بار چه كسى سهم خود را بردارد . دو زن - يكى عرب و ديگرى از مواليان وى - به نزد او شده چيزى خواستند . پس بفرمود تا هركدام از آن دو را يك پيمانه خوراكى و چهل درهم دادند . پس آنكه از موالى بود سهم خود را گرفت و رفت و آن زن عرب گفت : اى امير مؤمنان ! من عرب هستم و او از موالى بود و آنگاه تو به من همان اندازه مىدهى كه به او دادى ؟ على به او گفت : من در كتاب خدا نگريستم و در آن براى فرزندان اسماعيل ( عرب نژادها ) هيچ برتريى بر فرزندان اسحاق ( يهودى نژادان ) نديدم . « 2 » و به همين ملاحظات متعدد بود كه صحابه نمىپسنديدند خليفهء دوم برخى از مردم را بر برخى ديگر در حقوق مالى مقدم داشته و در اين مورد برترىهايى و ويژگىهايى را كه در افراد ، معتبر مىشمرد ملاك كار گرداند چنانچه زنان پيامبر - مادران مؤمنان - را بر ديگران مقدم بدارد ، و جنگاوران بدر را بر ديگران و مهاجران را بر انصار و جهادكنندگان را بر ديگران با آنكه وى هيچ‌كس از ايشان را محروم نمىنمود « 3 » و بر فراز منبر مىگفت : هركس مال مىخواهد به نزد من آيد كه خداوند مرا بر آن ، خزينه‌دار گردانيده است . « 4 » و پس از خواندن آيات مربوط به احكام اموال مىگفت : به خدا هيچ‌كس از مسلمانان
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 77 . ( 2 ) . همان : 6 / 349 . ( 3 ) . اموال ، ابو عبيد 224 - 227 ؛ فتوح البلدان ، بلاذرى 453 - 416 ؛ سنن بيهقى : 6 / 349 ، 350 ؛ تاريخ عمر بن خطاب ، ابن جوزى 79 - 83 . ( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 92 .