است كه اموال از توانگران گرفته شود و به هزينهء تهيدستان هممحله با ايشان برسد .
پيامبر آنگاه كه معاذ را به يمن فرستاد تا مردم آنجا را به اسلام و نماز دعوت كند از جمله سفارشهايش به او اين بود كه چون آن ( نماز و اسلام ) را پذيرفتند به ايشان بگو : خداوند بر شما واجب كرده است كه زكات اموال شما از توانگرانتان گرفته و به تهيدستانتان داده شود . « 1 »
عمرو بن شعيب گفت : معاذ بن جبل همچنان به كارهاى سپاهى مىپرداخت تا پيامبر او را به يمن فرستاد و او همانجا ماند تا پيامبر و پس از او ابو بكر درگذشتند . آنگاه بر عمر درآمد و عمر او را بر سر همان كار سابق فرستاد و معاذ يك سوم از زكات مردم آنجا را براى او فرستاد و عمر اين كار را نپسنديد و گفت : من ترا براى باجگيرى و جزيهستانى نفرستادم ، بلكه فرستادمت تا از توانگران مردم بگيرى و به تهيدستانشان رد كنى . معاذ گفت : آنچه را براى تو فرستادم هيچكس را نيافتم كه آن را از من بگيرد . « 2 »
و اين هم از نامهء امير المؤمنين به قثم بن عبّاس در هنگامى كه وى از سوى حضرت كارگزار مكّه بوده و بنگر در آنچه از مال خدا نزد تو گرد آمده و آن را به هزينهء كسانى از عيالمندان و گرسنگان كه پيرامونت هستند برسان بهطورى كه آن را به كسانى كه براستى تهيدست و بىچيز باشند رسانده باشى و آنچه از آن زياد آيد نزد ما فرست تا آن را ميان كسانى كه نزد ما هستند بخش كنيم . « 3 »
و هم على عليه السّلام است كه چون هنگام خلافت يافتنش عبد اللّه بن زمعه به نزد وى مىآيد و مالى مىخواهد ، به او مىگويد : اين مال نه از آن من است و نه از آن تو ، بلكه تنها غنيمتهاى مسلمانان است كه به نيروى شمشير ايشان به چنگ آمده ، اگر تو هم با ايشان در پيكار شركت كرده باشى بهرهء تو نيز مانند بهرهء ايشان خواهد بود ، و گرنه آنچه را در دست ايشان چيده در دهان ديگران نبايد نهاد . « 4 »
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : 3 / 215 ؛ الاموال ، ابو عبيد 580 ، 595 ، 612 ؛ المحلى : 6 / 146 .
( 2 ) . اموال 596 .
( 3 ) . نهج البلاغة : 2 / 128 .
( 4 ) . همان : 1 / 461 .