30 - برداشت خليفه دربارهء اموال و صدقات
تصميمى كه خليفه دربارهء فدك عملى كرد نسبت به برنامهء كلى او دربارهء ديگر اموال - از غنايم جنگى و صدقات و مالياتها - تازگى و شگفتى نداشت ، زيرا او دربارهء همهء آنها و دربارهء كسانى كه حق استفاده از آن را دارند عقيدهء خودسرانهاى داشت و بر آن بود كه مال خداست و چون خود را سرپرست مسلمانان مىپنداشت به خود حق مىداد كه آن اموال را براى هرمصرفى خواست بگذارد و هرتصميمى را كه ميلش كشيد دربارهء آن عملى كند و اين بود كه به گفتهء امير مؤمنان چنان برخاست گويى ميان محل خوردن و جاى بيرون دادنش خودپسندانه به خراميدن پرداخت و فرزندان نياكانش نيز با او به پا خاسته دارايى خدا را چنان مىخوردند مانند كه شتران گياه بهارى را . « 1 »
آرى با اموالى كه صلهء رحم مىكرد ! كه همهء مسلمانان در استفاده از آن برابر بودند و هريك از افراد جامعهء متدين - از خواهندگان و محرومان - حقى مشخص در آن داشتند . و در آيين حق و قانون مقدس اسلام روا نيست كه هيچكس را از بهرهء خود محروم سازند و بدون رضايت او حقش را به ديگرى دهند .
آوردهاند كه پيامبر دربارهء مصرف اموال غنايم گفت : يك پنجم از آن خداست و چهار پنجم از لشكريان و هيچ فردى از ايشان در استفادهء از آن بر ديگرى مقدم نيست .
و تيرى را كه ( در جنگ ) از پهلوى خود بيرون مىآورى ، تو از برادر مسلمانت به آن سزاوارتر نيستى . « 2 »
و خود حضرت صلّى اللّه عليه و آله چون به غنيمتى دست مىيافت همانروز آن را بخش مىكرد ، متأهلها را دو سهم مىداد و مجرّدها را يك سهم . « 3 »
و سنت ثابت دربارهء صدقات آن است كه مردم هراجتماعى تا وقتى در ميانشان يك نيازمند هست به استفاده از صدقات خويش سزاوارترند و كارگزارى و سرپرستى صدقات ، براى باجگيرى و سرازيركردن باجها به پايتخت خليفه نيست بلكه براى آن
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة : 1 / 35 .
( 2 ) . سنن بيهقى : 6 / 324 ، 336 .
( 3 ) . سنن ، ابو داود : 2 / 25 ؛ مسند احمد : 6 / 29 ؛ سنن بيهقى : 6 / 346 .