تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
زندگىاش سپرى شد ، مروان آن را تيول خويش گرفت . سپس گويد : شيخ گفت : مروان فدك را در ايام عثمان تيول خويش گردانيد و گويا كه او در اين‌باره روايتى را كه از پيامبر رسيده تأويل كرده و دليل خود گردانيده بود كه مىگويد : چون خداوند طعمه‌اى به پيامبرش داد تعلق به كسى دارد كه پس از او به كار برمىخيزد . ولى چون خود عثمان با اموالى كه داشت از آن بىنياز بود آن را براى خويشانش گذاشت و به اين وسيله صلهء رحم كرد و ديگران بر آن رفته‌اند كه غرض از اين واگذارى ، سپردن توليت و سرپرستى كار فدك بود و جارى بودن وراثت هم در آن اصلى نداشت . و به هزينهء امور مسلمين مىرسيد و به همان روش روزگار ابو بكر و عمر مورد استفاده قرار مىگرفت . و در العقد الفريد در زير عنوان آنچه مردم بر عثمان عيب گرفتند مىخوانيم : او فدك را - كه صدقه پيامبر بود - تيول مروان گردانيد و چون آفريقا فتح شد يك پنجم غنايم آن را بگرفت و به مروان بخشيد . « 1 » و ابن ابى الحديد مىنويسد : عثمان فدك را تيول مروان گردانيد با آنكه پس از وفات پيامبر دخترش فاطمه عليها السّلام يك بار به عنوان ميراث و يك‌بار به عنوان هديه شدن آن به وى ، آن را مطالبه كرد و از دادن آن به او سرباز زدند . « 2 » امينى گويد : من نمىدانم كه اين تيول دادن و حقيقت اين كار چه بوده زيرا اگر فدك ، غنيمتى براى همهء مسلمانان بوده - چنان كه ابو بكر مدعى شد - پس چه علت داشت كه آن را خاص مروان گردانيد و اگر از حقوق ارثى خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده - چنانچه هم صديقهء طاهره در خطبه‌هايش بر اين امر استدلال كرد و هم پس از او امامان راهنما از عترت پاك پيامبر و پيشاپيش همگى بزرگ ايشان امير مؤمنان - در اين صورت نيز مروان از ايشان نبوده و خليفه حق واگذارى آن را نداشته و اگر هم بخششى از پيامبر به جگر گوشهء بىگناه و پاكدامنش بوده - چنان كه هم خود آن بانو مدعى آن بود و هم امير مؤمنان و دو فرزندشان و نيز ام ايمن كه پيامبر ، بهشتى بودن او را گواهى كرده - گواهى دادند و شهادت ايشان به‌گونه‌اى رد شد كه مورد پسند خدا و رسولش نبود و اگر شهادت كسانى كه آيهء
هامش
( 1 ) . العقد الفريد : 2 / 261 . ( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد : 1 / 67 .