تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
و شافعى در تفسير اين حديث مىنويسد : در روزگار جاهليت چون كسى از گردن كلفت‌هاى عرب در شهرى فرود مىآمد سگى را به پارس وامىداشت و آنگاه تا هرجا كه صداى سگ مىرفت چراگاه اختصاصى براى مخصوصان خود قرار مىداد و هيچ كس را نمىگذاشت در استفاده از آن با او شريك شود ، و چهارپايان خود را در آن بچراند با اينكه در استفاده از ديگر چراگاه‌هاى آن حوالى خود با ديگران شريك مىشد . . . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله منع كرد از اينكه چنانچه در روزگار جاهليت عمل مىشد كسى چراگاه اختصاصى اختيار كند و ديگران را از آن محروم سازد . سپس گويد : اينكه پيامبر گفت : مگر براى خدا و رسول او . مقصود آن است كه مگر چراگاه اختصاصى را براى اسبان و شتران مسلمانان قرار دهند كه براى جهاد در راه خدا در كار سوارى و باربرى از آن استفاده مىشود يا براى شترانى كه متعلق به بيت المال است و به صورت زكات از مردم گرفته شده ، چنانچه عمر منطقهء نقيع « 1 » را براى شترانى كه به عنوان صدقه از مردم مىگيرند و نيز براى اسبانى اختصاص داد كه براى جهاد در راه خدا آماده مىداشتند . « 2 » عمر برده‌اى از آن خود را به كارگزارى چراگاه اختصاصى برگماشت - كه نامش هنى بود - و به او گفت : هنى ! دست و بازوى خويش را براى مردم فراهم آر و از نفرين مظلوم بپرهيز كه نفرين ستمديده مستجاب است و صاحب زمين كشت دروده و صاحب غنيمت « 3 » را ( در آن ) داخل كن و بپرهيز از شتران ابن عفان « 4 » ( عثمان ) و شتران ابن عوف كه اگر هم شترانشان هلاك شود برمىگردند به سراغ نخلستان‌ها و كشتزارهاشان و صاحب
هامش
( 1 ) . در بيست فرسنگى مدينه - يا همان نزديكىها - معجم البلدان . ( 2 ) . ر ك : كتاب الام : 3 / 208 ؛ معجم البلدان : 3 / 347 ؛ النهاية ، ابن اثير : 1 / 297 ؛ لسان العرب : 18 / 217 ؛ تاج العروس : 10 / 99 . ( 3 ) . شايد كسانى باشد كه زندگىشان از راه غنايم جنگى مىگذرد و اگر غنيمت را مصغّر بگيريم مىشود : صاحب گوسفندان ناچيز . ( 4 ) . در عبارت ابو عبيد - به جاى بپرهيزم از شتران پسر عفان - آمده است : سخن از شتران پسر عفان را براى من رها كن .