زمين كشت دروده و صاحب غنيمت ، نانخورانش را مىآورد و مىگويد : « اى امير مؤمنان ! » يعنى من آنان را رها مىكنم ؟ پدر مباد تو را . ( تا پايان ) « 1 »
اين قانون در ميان مسلمانان مورد اتفاق بود تا عثمان به خلافت رسيد و چنانچه بلاذرى و حللى آوردهاند به جاى چراگاه براى شترانى كه به صورت ماليات گرفته مىشود براى خود چراگاهى برگزيد . « 2 » يا چنانچه در روايت واقدى آمده براى خود و حكم بن ابى العاص يا هم براى خود و هم براى او و هم براى همهء امويان چنانچه در شرح ابن ابى الحديد آمده كه مىنويسد : عثمان چهارپايان همهء مسلمانان را از استفاده از چراگاه پيرامون مدينه محروم ساخت ، مگر آنچه از آن بنىاميه بود . « 3 » و همچنين آورده است كه واقدى گفت : عثمان ربذه و شرف و نقيع را قرق كرده بود و در چراگاه هيچ شترى و اسبى از آن او و بنىاميه گام نمىنهاد تا بازپسين روزگار ، منطقهء شرف « 4 » را چراگاه اختصاصى شتران حكم بن ابى العاص و شتران خودش گردانيده بود - كه شتران خودش هزار شتر بود - و منطقهء ربذه « 5 » را نيز چراگاه اختصاصى شترانى گردانيد كه به صورت زكات گرفته مىشد و منطقهء نقيع را چراگاه اختصاصى گردانيد براى اسبهاى جنگاوران اسلام و اسبهاى خودش و اسبهاى بنىاميه . « 6 »
آرى ، اين هم از جمله كارهايى بود كه مسلمانان بر عثمان عيب شمردند و عايشه نيز آن را از كارهايى شمرد كه بر وى انتقاد كردند و گفت : و ما او را سرزنش كرديم براى فلان كار و براى آنكه مرغزارها را چراگاه اختصاصى خود گردانيد . و با عصا و تازيانه به كتك زدن اين و آن پرداخت ، پس قصد او كردند تا او را مانند پيراهن ترى كه آبش را با فشردن
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : 4 / 71 ؛ الاموال ، ابو عبيد 298 ؛ كتاب الام : 3 / 271 .
( 2 ) . الانساب ، بلاذرى : 5 / 37 ؛ السيرة الحلبية : 2 / 87 .
( 3 ) . شرح ابن ابى الحديد : 1 / 67 .
( 4 ) . در ميانهء نجد بود و به گفتهء بخارى با سين بىنقطه است و در موطأ ، ابن وهب مىخوانيم : شرف با شين نقطهدار و فتح راء و درست همين است ( معجم البلدان ) .
( 5 ) . ربذه در همان شرف ياد شده و چراگاه اختصاصى دست راست است .
( 6 ) . شرح نهج البلاغة : 1 / 235 .