تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
از انس بن مالك آورده است كه ما در هنگام دفن دختر رسول « 1 » خدا حاضر بوديم و رسول بر سر قبر او نشسته بود و من ديدم كه ديدگانش گريان است . پس گفت : آيا ميان شما كسى هست كه در شب مقارفه « 2 » نكرده باشد ؟ ابو طلحه زيد بن سهل انصارى گفت : من . گفت : پس تو در قبر او گام نه . پس وى در قبر او گام نهاد و او را به خاك سپرد . « 3 » ابن مبارك گفت : فليح گفته : به نظر من مقصود پيامبر از مقارفه همان گناه است و ابو عبد اللّه - يعنى خود بخارى - گفته : كلمهء ليقترفوا يعنى ليكتسبوا « 4 » و به نقل از مسند احمد سريح نيز گفته : مقصود از مقارفه همان گناه است . « 5 » و سهيلى به نقل از تاريخ بخارى و صحيح او به نقل از طبرى آن را آورده و مىنويسد : ابن بطال گفته : هرچند كه عثمان سزاوارترين افراد بود به نزول در قبر - چون شوهرش بود و خود با مرگ او پيوندى جبران‌ناپذير را از دست داده بود - با اين همه پيامبر خواست كه او را از گام نهادن در قبر همسرش محروم كند . چون وقتى پيغمبر گفت : كدام يك از شما شب گذشته را با همسرش نياميخته ، عثمان خاموش ماند و نگفت من . زيرا در شب وفات امّ كلثوم با زنى آميخته بود و غصهء اين مصيبتى كه برايش روى داد و پيوند دامادىاش را از پيامبر گسيخت ، موجب نشد كه او از آميزش با زن ( حتى يك شب ) خوددارى كند و اين بود كه از آنچه حق وى بود محروم گرديد . با آنكه براى نزول در قبر سزاوارتر از ابو طلحه و ديگران بود و اين در معنى حديث آشكار است و شايد هم پيامبر قضيه را از راه وحى دريافته و چيزى به او نگفته باشد ، زيرا وى كار حلالى مرتكب شده است . بعد با اين همه
هامش
( 1 ) . در نزد روشنگران اين حديث به صحت پيوسته كه اين دختر امّ كلثوم زن عثمان بوده و در عبارت احمد و ديگران آمده كه او رقيه بوده و سهيلى پس از ياد از روايت اخير مىنويسد : اين خبر بدون شك پندارى است . ر ك : الروض الانف : 2 / 107 ؛ فتح البارى : 3 / 122 ؛ عمدة القارى : 4 / 85 . ( 2 ) . معنى مقارفه بعدا خواهد آمد . ( 3 ) . صحيح بخارى : 2 / 225 ، 244 . ( 4 ) . اين تفسير چنان كه در فتح البارى : 3 / 163 آمده اشاره است به آيهءوَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ( و گناهانى را كه كردنىاند بكنند ) و در آيهء ديگر نيز آمده :إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُونَ( كسانى كه گناه مىكنند به زودى سزاى گناهانى را كه مىكرده‌اند خواهند ديد ) انعام 6 / 113 ، 120 . ( 5 ) . طبقات ابن سعد : 8 / 31 چاپ ليدن ؛ مسند احمد : 3 / 126 ، 228 ، 229 ، 270 ؛ المستدرك ، حاكم : 4 / 47 ؛ السنن الكبرى ، بيهقى : 4 / 53 .