تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
و آنگاه با همهء اين مقدمات و دربارهء مردى كه اين كارش است و اين رفتارش با گرامى دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، آيا وجدان آزاد تو مىپذيرد كه سخنى كه ابن سعد به پيامبر بسته درست باشد ؟ همان گزارشى كه به موجب آن در همان روزى كه شبش را عثمان به گناه يا كامجويى جنسى گذراند و همان روزى كه چنان سخن نيشدارى را از پيامبر بزرگوار شنيد . آرى ، در همان روز ، پيغمبر به وى بگويد : اگر دختر سومى هم داشتم به همسرى عثمان درمىآوردم كه به گفتهء ابن سعد اين سخن را پس از مرگ امّ كلثوم گفته است . « 1 » يا بگويد : اگر ايشان ( يعنى دختران پيامبر ) ده تن نيز بودند « 2 » ( يكى از پى ديگرى ) به همسرى عثمان درمىآوردم . يا چنانچه در گزارش ابن عساكر مىخوانيم بگويد : اگر چهل دختر داشته باشم يكى بعد از ديگرى به همسرى تو درمىآوردم تا يكىشان هم باقى نماند . « 3 » يا چنانچه در گزارش ابن عساكر از زبان ابو هريره « 4 » مىخوانيم در روز تزويج امّ كلثوم به عثمان پيامبر عثمان را در آستانهء در مسجد ببيند و بگويد : عثمان ! اين جبرئيل است كه به من خبر مىدهد كه خداوند امّ كلثوم را به همسرى تو درآورد و با كابينى مانند كابين رقيه « 5 » و به شرط اينكه با او مانند رقيه رفتار كنى . آيا آن‌گونه رفتار عثمان با امّ كلثوم همانند رفتار وى با رقيه بوده و خداوند آن را پسنديده مىداشته ؟ يا فكر مىكنيد عثمان به شرطى كه خدا با او دربارهء ام كلثوم كرده بود رفتار نكرد ؟ من نمىدانم . گذشته از آنكه اسناد اين حديث از چند لحاظ مخدوش است و همين خدشه برايش بس كه در آن نام عبد الرحمن بن ابو زناد قرشى را مىبينيم كه ابن معين و ابن مدينى و ابن ابى شيبه و عمرو بن على و ساجى و ابن سعد او را ضعيف القول شمرده‌اند و
هامش
( 1 ) . طبقات ، ابن سعد : 3 / 38 . ( 2 ) . همان : 8 / 25 . ( 3 ) . تاريخ ابن كثير : 7 / 212 كه مىگويد : اسناد آن ضعيف است ؛ اخبار الدول ، قرمانى 98 . ( 4 ) . ر ك : تاريخ ابن عساكر : 7 / 211 . ( 5 ) . رقيه دختر ديگر پيمبر كه پيش از امّ كلثوم زن عثمان بوده و درگذشته است .