به كار رود ، چنان كه در قرآن نيز وقتى كلمهء قلب را مضاف براى يك كلمهء مثنى قرار مىدهد خدا آن را به صورت جمع به كار مىبرد و گويد :
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما
( اگر شما دو تن به سوى خدا بازگرديد - شايسته است زيرا - دلهاى هردوتان منحرف شده است ) پس همانگونه كه شرح دادم هرعضو تكى انسان چون با عضو تكى كسى ديگر ضميمه شد ، و دو چيز متعلق به دو كس گرديد در آن حال استعمال لفظ جمع در منطق عرب فصيحتر و در كلام او رايجتر است و داراى جانى به غير از جان ديگرى و اين است كه معنى آن دو شباهت دارد به اعضاى تكى انسان - كه براى آنها دومى نيست - و از اين لحاظ مانند همان حكمى را كه بر آن اعضا جارى مىداشتيم در اينجا نيز معمول مىداريم و اخوه ( برادران ) را براى اخوين ( دو برادر ) به همانگونه به كار مىبريم كه پشتها را در معنى دو پشت و دهان را در معنى دو دهان و دلها را در معنى دودل و تازه برخى از نحويان گفتهاند اينكه در آيه آمده : برادران . چون نقل جمع بين دو تا است . . . .
و نيز حاكم با اسنادى كه آن را صحيح دانسته است در المستدرك و بيهقى در سنن آورد است كه زيد بن ثابت ، بدن دو برادر براى ميت را موجب نقصان سهم الارث مادر مىدانست و مىگفت : عربان دو برادر را نيز برادر مىنامند و اين را جصاص هم ياد كرده است . « 1 »
و ابن جرير و عبد بن حميد و ابن ابى حاتم آوردهاند كه قتاده دربارهء اين آيه « و اگر او را برادرانى باشد شش يك به مادر مىرسد » مىگفت : اينان به مادر زيان زدند و ارث به خودشان هم نمىرسد و اگر يك برادر باشد موجب حرمان مادر از ثلث ماترك نمىشود و اگر بيشتر باشد مىشود . « 2 »
و جصاص قول صحابه را در حرمان مادر از ثلث ماترك كه با بودن دو برادر - سه برادر و بيشتر - آورده و مىنويسد : دليلش اينكه نام برادران ( اخوه ) بر دو تن نيز اطلاق مىشود چنان كه در آيهء
« إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما »
به جاى قلبان كلمهء قلوب به كار برده
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 4 / 335 ؛ سنن بيهقى : 6 / 227 ؛ احكام القرآن ، جصاص : 2 / 99 .
( 2 ) . تفسير طبرى : 4 / 189 ؛ الدر المنثور : 2 / 126 .