تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
فرمان بريد و او را پيروى كنيد و دستورش را بپذيريد ، زيرا رستگارى و راه يافتگى در آن است و او در ميان قرشيان ، درستكار خوانده مىشود و در ميان تازيان ، راسترو ؛ و نيز آن همه سروده‌ها و ديگر گفته‌هاى او در اين‌باره كه آشكارا گرايش‌هايش را مىنمايد ؛ آرى ، با چشم‌پوشى از همهء اينها باز هم پذيرفته نيست كه ابو طالب عليه السّلام در بازپسين دم‌هاى زندگى با گفتن اينكه « من بر دين عبد المطلب هستم » ، از گرويدن به آيين راستين سرباز زده باشد ، زيرا بىهيچ گفتگو عبد المطلب انديشه‌اش را بر بنيادى درست و بر همان دين خدايى نهاده بود كه پروردگار جهانيان در آن روزگار براى مردم پسنديده داشت . آغاز و انجام هستى را به گونه‌اى درست پذيرفته بود و كار برانگيختگى را كه فروغ آن بر چهرهء خودش تافته و دارنده و تابانندهء آن در پشت خودش جاى گرفته بود ، مىشناخت و شهرستانى را پيرامون سرور ما عبد المطلب سخنى است كه پاره‌اى از آن را ياد كرديم ! بنگريد به ملل و نحل او و به نگاشته‌هاى سيوطى « 1 » دربارهء پدران پيامبر تا چگونگى قضيه را آشكارا دريابيد . پس سخن ابو طالب عليه السّلام كه : « من بر دين عبد المطلب هستم » ، بروشنى مىرساند كه او همهء آن بنيادهاى انديشه را به گردن گرفته است ، گذشته از آن همه گفته‌هاى پياپى او كه تا بازپسين دم‌هاى زندگىاش درستى آموزش‌هاى محمّد را آشكارا مىرسانيد . 8 - يك نگاه به دوم آيه‌اى كه دستاويز اينان شده ، آنجا كه خداى تعالى فرمايد : « تو نمىتوانى هركه را دست دارى ، راه بنمايى . اين خداست كه هركه را خواهد راه مىنمايد » « 2 » پاره‌اى از همان زمينه‌هاست كه تا اينجا استوار ساختيم و بروشنى مىرساند كه دستاويز گرفتن آن براى نامسلمان شمردن سرور مكيان عليه السّلام نادرست و بيهوده است . اكنون با من بياييد تا بويژه در اين آيه و در آنچه تنها پيرامون آن رسيده ، بنگريم . نخست مىگوييم : جاى اين آيه در ميان چند آيهء ديگر است كه آيات گذشته‌اش منش و ويژگى
هامش
( 1 ) . مانند : مسالك الحنافى والدى المصطفى ، الدرج المنيفة فى الآباء الشريفة ، المقامة السندسية فى النسبة المصطفوية ، التعظيم و المنة فى ان ابوى رسول اللّه فى الجنة ، نشر العلمين فى احياء الابوين ، السبل الجلية فى الاباء العلية . ( 2 ) . قصص 28 / 56 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 23 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى