مىنمود ، درنيافته بودند از اينروى ، آمرزش خواهى پيامبر را به گفتگو نهادند يا آن را دستافزارى گردانيدند تا براى بتپرستان آمرزش بخواهند ، چنان كه در آن هنگام هنگام حذف شود كار ابراهيم عليه السّلام را در اينباره پشتوانهء خود گرفتند و آنگاه خداوند پاك آن آيه و آيهء پس از آن را فرستاد كه هم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از كار نادرست بر كنار بشمارد و هم انگيزهء ابراهيم عليه السّلام را نيز در آن كار بازگو كند و كم و بيش بنمايد كه آن كس كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى او آمرزش خواست ، به گونهاى كه ايشان مىپندارند ، بتپرست نبود و پايگاه پيامبرى از آمرزش خواهى براى بتپرستان سرباز مىزند ، و در واقع سر زدن اين كار از وى صلّى اللّه عليه و آله نشانهاى بس روشنگر است كه ابو طالب بتپرست نبوده ، چنان كه يگانه مردان امّت نيز اين را دريافتند و در آمرزش خواهى براى پدران بتپرست خويش كار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را دستاويز نگردانيدند و براى گفتگو در اين زمينه كار ابراهيم عليه السّلام را پشتوانه گرفتند و بس ، چنان كه در روايتى درست از سرور ما امير مؤمنان عليه السّلام گذشت كه گفت : شنيدم مردى براى پدر و مادر بتپرستش آمرزش مىخواست ، گفتم : براى پدر و مادر بتپرستت آمرزش مىخواهى ؟ گفت مگر ابراهيم چنين نكرد « 1 » ؟
و اگر اين مرد ابو طالب را بتپرست مىشمرد ، براى درست نمودن كار خود ، آمرزش خواهى پيامبر اسلام براى ابو طالب را كه بر هيچكس پوشيده نبود ، بهتر مىتوانست پشتوانه گرداند تا آمرزش خواهى ابراهيم را براى پدرش ، ليكن چنان نكرد و گفتگو را در همان مرز بسنده شمرد .
7 - ما گرفتيم كه روايت بخارى درست و پذيرفتنى است و اين را هم نديده مىگيريم كه به گواهى عباس ، ابو طالب به يگانگى خدا و برانگيختگى محمّد گواهى داده و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفته : اى عمو ! ستايش خداى را كه ترا راه نمود ، و اين سخن را كه از سرورمان امير مؤمنان آورديم كه ابو طالب نمرد تا پيامبر خدا را از خويش خرسند گردانيد ، و نيز اين را كه ديديم پيامبر گفت : براى ابو طالب اميد همهگونه نيكويى از پروردگارم دارم ، و نيز سفارش ابو طالب را در هنگام مرگ به قريش و به فرزندان عبد المطلب كه : از محمّد
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 12 .