باشى و من قدرتى داشته باشم ترا به سزايى ناخوشايند خواهم رسانيد .
ملك العلماء در البدايع مىنويسد : روايت شده كه عثمان و ابن عبّاس اين كار را حلال مىدانستند و مىگفتند : يك آيه آن را حلال كرده و يك آيه حرام . و مىنويسد : روايت شده كه عثمان اين كار را جايز مىدانست و روايت شده كه او حرام شدن و حلال شدن آن را نيز ياد كرد و گفت : نه دستور به انجام آن مىدهم و نه از آن نهى مىكنم و اين سخن او مىرساند كه او در آن مردد بوده و فتواى قطعى در حرام شمردن آن نداشته و مىشود كه در ابتدا قائل به جواز بوده و بعدها ، از انتخاب يك قول خوددارى كرده و على فتواى قطعى در حرمت آن داشته است .
و زمخشرى مىنويسد : آوردهاند كه على و عثمان دربارهء نگه داشتن دو خواهر برده مىگويند : يك آيه آن را حلال كرده و يك آيه حرام و على قول به حرام بودن را ترجيح داده و عثمان قول به حلال بودن را .
و رازى مىنويسد : آوردهاند كه عثمان گفت : يك آيه اين كار را حلال كرده و يك آيه حرام و حلال شمردن آن سزاوارتر است .
و ابن عبد البرّ در كتاب الاستذكار « 1 » مىنويسد : اينكه قبيصة بن ذؤيب نام على را به كنايه آورده - و نه صريحا - علت اين بوده كه خود با عبد الملك بن مروان مصاحبت داشته و ياد كردن از على برايشان گران مىآمد . « 2 »
دربارهء اين مسأله از دو جهت مىتوان به گفتگو پرداخت :
امينى گويد : اوّل در اينكه نگاه داشتن دو خواهر برده با هم ، چه حكمى دارد . به گفتهء رازى در تفسير خود مشهور ميان فقها ، حرام بودن آن است . « 3 »
هامش
( 1 ) . در بيان حديث موطأ كه در آغاز اين بحث گذشت دربارهء اين سخن قبيصه : مردى را ديدار كرد .
( 2 ) . ر ك : السنن الكبرى ، بيهقى : 7 / 164 ؛ احكام القرآن ، جصاص : 2 / 158 ؛ المحلى ، ابن حزم : 9 / 522 ؛ تفسير زمخشرى : 1 / 359 ؛ تفسير قرطبى : 5 / 117 ؛ بدايع الصنايع ، ملك العلماء : 2 / 264 ؛ تفسير خازن :
1 / 356 ؛ الدر المنثور : 2 / 136 به نقل از مالك و شافعى و عبد بن حميد و عبد الرزاق و ابن ابى شيبه و ابن ابى حاتم بيهقى ؛ تفسير شوكانى : 1 / 418 به نقل از حافظان نامبرده .
( 3 ) . تفسير رازى : 3 / 193 .