روايت ديگر همان است كه طبرى از زبان قتاده آورده است كه گفت : براى ما چنين ياد كردند كه مردانى از ياران پيامبر گفتند : اى پيامبر خدا ! برخى از پدران ما بودهاند كه با پناهخواهان و همسايگان نيكويى مىكردند و پيوند خويشاوندى را استوار مىداشتند و گرفتاران را مىرهانيدند و آنچه برگردن مىگرفتند به انجام مىرساندند ، آيا براى ايشان نيز آمرزش نخواهيم ؟ پيامبر گفت : به خدا سوگند ، همانگونه كه ابراهيم براى پدرش آمرزش مىخواست ، من نيز براى پدرم آمرزش مىخواهم . پس خداوند نخست اين آيه را فروفرستاد : پيامبر و گروندگان به او را نمىرسد . . . ، و سپس نيز انگيزهء ابراهيم را در آن كار باز نمود و گفت : آمرزش خواهى ابراهيم براى پدرش نيز هيچ نبود . . . ، تا آنجا كه : از پدر بيزارى جست « 1 » .
و طبرى از زبان عطيهء عوفى و او از ابن عباس آورده است كه پيامبر خواست براى پدرش آمرزش بخواهد و خداوند او را از اين كار با دستورى به اينگونه بازداشت :
پيامبر و گروندگان به او را نمىرسد كه براى بتپرستان آمرزش بخواهند . . . ، او گفت :
ابراهيم براى پدرش آمرزش خواست و اين آيه فرود آمد : و آمرزش خواهى ابراهيم براى پدرش نبود مگر براى وعدهاى كه به او داده بود « 2 » .
از اين دو روايت نيز برمىآيد كه فرود آمدن آن آيه كريمه دربارهء پدرش و پدران كسانى از يارانش بوده ، نه دربارهء عمو و مادرش .
روايت ديگر را نيز طبرى آورده و مىنويسد : ديگران گفتهاند كه خواست از آمرزش خواهى در اين آيه ، همان نماز گزاردن بر مردهء كسى است ، سپس از طريق مثنى ، از عطاء بن ابى رباح آورده كه پيامبر گفت : من نماز گزاردن بر هيچيك از مردمى را كه بر اين قبلهاند رها نمىكنم ، هرچند زنى حبشى باشد كه با روسپىگرى آبستن شود ، زيرا من نشنيدم كه خداوند مرا از نماز بر كسى بازدارد مگر بر بتپرستان و اين دستور او نيز همان جاست كه مىگويد : پيامبر و گروندگان به وى را نمىرسد كه آمرزش بخواهند براى
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى : 11 / 31 .
( 2 ) . الدر المنثور : 3 / 283 .