است كه از نزد كسانت براى آن دو عبارت احرام بندى و ابن منذر گفته : ثابت شده كه ابن عمر از ايلياء - يعنى بيت المقدس - احرام بسته و اسود و علقمه و عبد الرحمن و ابو اسحاق از خانههاشان احرام مىبستند پايان . ولى به نظر نووى قولى كه نسبت به آن شافعى اصح است اين است كه احرام بستن ، از ميقات برتر است و به نقل وى بيشترين اهل تحقيق نيز همين نسبت را درست مىدانند و احمد و اسحاق نيز بر همين قولاند و ابن منذر گويد : احرام بستن پيش از ميقات كار عوام اهل علم است و مالك از اين نيز فراتر رفته و اين كار را مكروه شمرده و ابن منذر گويد : از عمر روايت كرديم كه او احرام بستن عمران بن حصين را از بصره ناپسند شمرد و حسن بصرى و عطاء بن ابى رباح و مالك ، احرام بستن از جاى دور را مكروه مىشمردند . پايان « 1 »
روايتى نيز از قول ابو حنيفه نيز بر اين است كه اگر انسان بتواند خود را از افتادن در كار منافى با احرام به دور دارد احرام بستن از نزد كسانش بهتر است ، و گرنه كه از ميقات .
برخى از شافعيان نيز همين را گفتهاند .
و ابن حزم ظاهرى بر خلاف اصول گرديد : اگر پيش از رسيدن به اين ميقاتها احرام ببندد و بر آن جاىها بگذرد احرام او پذيرفته نيست و مىتواند چون به ميقات رسد نيّت كند كه دوباره احرام مىبندد و اين قول را به داود و اصحاب او نيز نسبت داده و اين قولى است كه به گفتهء نووى - به دليل اجماعى كه پيشتر بر خلاف آن حاصل شده - مردود است و ابن منذر گويد : اجماع علما است كه هركس پيش از رسيدن به ميقات ، احرام بندد محرم است . و خطابى و ديگران نيز در اين مورد ، نقل اجماع كردهاند .
و شوكانى اين را كه مقدم داشتن احرام بر ميقات جايز است ، ياد كرده و آنچه را پيرامون اين آيه : « حجّ و عمره را براى خدا به انجام رسانيد » گذشت دليل خود گرفته و سپس گويد :
اينكه صاحب المنار مىگويد : اگر اين كار برتر بود همهء صحابه آن را ترك نمىكردند سخنى بر خلاف قانون استدلال است و در تلخيص ، حكايت كرده - كه به نقل احمد -
هامش
( 1 ) . طرح التثريب : 5 / 5 .