تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
نيست كه افعال حجّ را بر اوقات خاصهء آنها مقدم دارند « 1 » . در حالى كه مقدم داشتن احرام بر ميقات اگر در ماه‌هاى مربوط به حجّ باشد اجماعا جايز است و اختلاف در افضل بودن آن است - نه در جايز بودن - و ما اين آيه را پيش روى داريم كه : حجّ و عمره را براى خدا به انجام رسانيد و از على و ابن مسعود روايت شده كه گفته‌اند : به انجام رسانيدن آن به اين است كه از نزد كسانت احرام ببندى و از امّ سلمه روايت شده كه . . . تا پايان . « 2 » و قرطبى مىنويسد : اجماع علما بر آن است كه هركس پيش از رسيدن به ميقات احرام ببندد محرم است و تنها كسانى كه با اين نظريه مخالفت كرده‌اند كه احرام بستن از ميقات را بهتر مىدانند از ترس آنكه انسان وظيفه‌اى را كه خدا براى او آسان گردانيده خود دشوار سازد و دست به كارى زند كه بر خود ايمن نباشد كارى منافى با حال احرام از او سر زند و با وجود اين ، همه بر آنند كه اگر به آن‌گونه احرام بست بايستى شرايط آن را مراعات نمايد و به آن وفا كند ، زيرا او عبادت خود را بيش از آنچه واجب بوده انجام داده نه كمتر . « 3 » حافظ ابو زرعه مىنويسد : روشن كرديم كه معين‌كردن اين ميقات‌ها براى آن است كه انسان اگر خيال حجّ و عمره دارد احرام نبسته از آنها نگذرد ، ولى احرام بستن پيش از رسيدن به آنها از نظر جمهور فقها بىمانع است و گروهى نيز اين فتوا را به اجماع فقها نسبت داده‌اند و حتى گروهى از علما بر آن رفته‌اند كه اگر انسان از نزد كسانش احرام ببندد بهتر است تا اين كار را تا رسيدن به ميقات به تأخير بيندازد و اين ، يكى از دو قول شافعى است و از اصحاب او نيز قاضى ابو الطيب و رويانى و غزالى و رافعى همين را ترجيح مىدهند چنان كه مذهب ابو حنيفه نيز همين است و روايت شده كه عمر و على در تفسير آيهء « حجّ و عمره را براى خدا به انجام رسانيد » گفته‌اند : به انجام رسانيدن آن به اين
هامش
( 1 ) . ركن بودن احرام و بودن آن در شمار افعال حجّ هيچ ربطى به اين ندارد كه مقدم داشتن آن بر ميقات ناروا باشد و اين پندار ملك العلماء درست نيست بلكه آن ركن است و مقدم داشتن آن نيز به استناد به دليل‌هاى خاصى كه گذشت جايز است . ( 2 ) . بدايع الصنايع : 2 / 164 . ( 3 ) . تفسير قرطبى : 2 / 345 .