تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
آن رفته كه چهار سال است و ابن قاسم بيشترين مدت را پنج سال اختيار كرده « 1 » و به فتواى مالك - بنابر روايت شهاب از او - اين مدت هفت سال است زيرا از قول وى روايت كرد كه زن ابن عجلان يك بار فرزندى زاييد كه هفت سال آن را در شكم داشت . « 2 » و شايد ابن عجلان‌هاى ديگر نيز در گوشه و كنار دنيا بوده‌اند كه جريان همسرانشان را براى مالك و شافعى بازگو نكرده‌اند تا دانسته شود كه ايشان فرزندان خويش را هشت يا نه يا ده سال در شكم نگاه مىداشته‌اند ! و رها كن عقل و طبيعت و برهان را كه همهء اينها را محال مىشمارد زيرا كه عقل و . . . هم در برابر آنچه زبان ابن عجلان آورده و مالك به مقتضاى آن حكم داده هيچ است و هم در برابر آنچه مادر شافعى آورده و اساس فتواى فرزندش گرديده ! دربارهء اينكه چرا بايد زنى كه شوهرش گم شده چهار سال صبر كند علل ديگرى هم ابن رشد نقل كرده كه خود به رد و ابطال آنها پرداخته و يكى اينكه : چون در اين مدت است كه مىتوان با شهرهاى مسلمانان مكاتبه كرد و جواب گرفت . و ديگر : چون دانسته نيست كه او به كدام يك از چهار جهت رفته ، پس بايد براى هريك از چهار جهت يك سال - و بر روى هم چهار سال - صبر كند ، اين است اندازهء دانش به حكمت نظرياتى كه عمر و عثمان آوردند . و حالا چرا اين اندازه دانش را پيرامون حكمت‌هاى آنچه پيامبر اكرم آورد ندارند ؟ نمىدانيم . و باز ، كو آن فقيه تا به من بفهماند عده‌اى كه دو خليفه براى زوجهء مرد گمشده تعيين كردند براى چيست ؟ اگر عدهء وفات است كه زن به صورت قاطع از وفات شوهرش خبر ندارد و تنها با گذشتن چهار سال و بيشتر نيز مرگ شوهر ثابت نمىشود و در روايتى از عمر - به همان‌گونه كه شنيدى - او داورى كرد كه زنى كه شوهرش گم شده بايد چهار سال صبر كند و سپس كارگزار همسرش او را طلاق دهد و پس از آن چهار ماه و ده روز
هامش
( 1 ) . در الفقه على المذاهب الاربعة : 4 / 535 مىنويسد : بنابر نظريهء برتر پنج سال . ( 2 ) . ر ك : مقدمات المدوّنة الكبرى ، ابن رشد : 2 / 102 .