روايت درست ابن عباس يافتهايم كه گفت : مسلمانان براى پدرانشان آمرزش مىخواستند تا اين آيه فرود آمد و پس از آن از آمرزش خواهى براى مردگان خويش دست برداشتند . با اين همه ، دستورى به خوددارى از آمرزش خواهى براى زندگان از بتپرستان تا پيش از آنكه بميرند ، نرسيده بود و سپس خداى تعالى اين آيه را فرو فرستاد : و آمرزش خواهى ابراهيم براى پدرش نبود مگر براى وعدهاى كه به او داده بود « 1 » يعنى تا آنگاه كه زنده بود ، براى او آمرزش مىخواست و چون بمرد از آمرزش خواهى بازايستاد . سپس مىنويسد : و اين گواهى درست است و چون اين روايت درستتر است ، به كار بستن آن برتر مىنمايد . پس بهتر آن است كه بگوييم اين آيه دربارهء آمرزشخواهى مردمى چند براى پدران بتپرستشان بوده است . نه دربارهء آمرزش خواهى براى ابو طالب « 2 » .
روايت ديگر دربارهء اينكه چرا دستور به خوددارى از آمرزش خواهى فرود آمد ، همان است كه مسلم در صحيح خود آورده است و احمد در مسند خويش و ابو داود در سنن خود و نيز نسائى و ابن ماجه همگى از ابو هريره روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا كنار آرامگاه مادرش رسيد و بگريست و ديگران نيز كه پيرامون او بودند ، به گريه افتادند .
پس پيامبر گفت : از خدايم دستورى خواستم تا براى او آمرزش بخواهم و او دستورى نداد و دستورى خواستم تا از آرامگاهش ديدار كنم و او دستورى در اينباره داد . پس گورها را ديدار كنيد كه يادآور جهان بازپسين است « 3 » .
و طبرى و حاكم و ابن ابى حاتم و بيهقى از زبان ابن مسعود و بريده ، و طبرانى و ابن مردويه و طبرى از طريق عكرمه از ابن عباس آوردهاند كه پيامبر چون از نبرد تبوك بازگشت ، آهنگ عمره كرد . پس چون به كنار آرامگاه مادرش رسيد ، از پروردگارش دستورى خواست تا براى وى آمرزش بخواهد و خداى تعالى را خواند تا به او دستورى دهد كه روز رستاخيز براى او ميانجيگرى كند ، اما درخواست او پذيرفته نگرديد و اين
هامش
( 1 ) . توبه 9 / 114 .
( 2 ) . اسنى المطالب 18 .
( 3 ) . ارشاد السارى فى شرح البخارى : 7 / 151 .