اسلام و هنگامى درگذشت كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مكه بود . اين سخن را قرطبى نيز آورده و درستى آن را پذيرفته است « 1 » .
4 - تازه روايتهايى داريم كه با فرود آمدن آن آيه دربارهء ابو طالب و با دستور به خوددارى از آمرزش خواهى براى او ناسازگار است و از آن ميان :
روايت درستى است كه طيالسى و ابن ابى شيبه و احمد و ترمذى و نسائى و ابو يعلى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ و حاكم كه جداگانه نيز داورى خود را به درست بدون آن آوردهاند و ابن مردويه و بيهقى در شعب الايمان و ضياء در المختار همگى از زبان على آوردهاند كه گفت : شنيدم مردى براى پدر و مادر بتپرستش آمرزش مىخواست . گفتم : براى پدر و مادر بتپرستت آمرزش مىخواهى ؟ گفت : مگر ابراهيم عليه السّلام آمرزش نخواست ؟ من اين گفتگو را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازگو كردم ، پس اين آيه فرود آمد : پيامبر و گروندگان به وى نبايد براى بتپرستان آمرزش بخواهند ، هرچند از نزديكان ايشان باشند و اين دستور براى پس از آن است كه برايشان آشكار شد كه ايشان از دوزخياناند ، و آمرزش خواهى ابراهيم براى پدرش نيز تنها به خاطر وعدهاى بود كه به وى داده بود و چون روشن شد كه وى دشمن خداست ، از او بيزارى جست و براستى ابراهيم بسيار خداترس و بردبار بود « 2 » .
از اين روايت برمىآيد كه خوددارى از آمرزش خواستن براى بتپرستان ، دستورى بود كه پيش از فرود آمدن آن آيه در اينباره بايد به كار بسته مىشد و از اينروى ، سرور ما امير المؤمنين عليه السّلام آن مرد را از آن كار بازداشت و آنگاه اين كار على عليه السّلام سازشى نداد با آنكه بگوييم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى عموى نامسلمانش آمرزش مىخواسته ، و تازه مىبينى كه آن مرد براى روا شمردن كار خود ، آمرزش خواستن ابراهيم براى پدرش را دستاويز مىگرداند نه آمرزش خواستن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله براى عمويش را ، زيرا مىداند كه آن حضرت هرگز براى يك بتپرست آمرزش نمىخواهد .
سيد زينى دحلان مىنويسد : اين روايت درست است و براى آن ، گواهى نيز از
هامش
( 1 ) . تفسير قرطبى : 8 / 273 .
( 2 ) . توبه 9 / 113 و 114 .