ما نمىخوريم ما در حال احرام هستيم .
و به عبارت مسلم : زيد بن ارقم بيامد و ابن عبّاس نزد او شد و دربارهء گوشت شكار از او فتوا خواست و او گفت : پيامبر در حال احرام بود كه گوشت شكار براى او آوردند و او آن را رد كرد . « 1 »
2 - صعب بن جثامه گفت : من در ابواء با ودان « 2 » بودم كه پيامبر بر من بگذشت و گوشت گورخرى براى او هديه بردم و آن را رد كرد و چون از چهرهء من دريافت كه خوشم نيامده ، گفت : ردكردن اين ، براى بودنش از سوى تو نيست ، ولى ما در حال احرام هستيم . و به عبارتى : گوشت گورخرى براى پيامبر آوردند و او آن را رد كرد و گفت : ما در حال احرام هستيم و شكار نمىخوريم . « 3 »
3 - سعيد بن جبير آورده است كه ابن عبّاس گفت : پيغمبر در حال احرام بود كه نيم گورخرى برايش هديه آوردند و آن را رد كرد و به عبارت احمد : پيامبر در حال احرام بود كه صعب بن جثامه سرين گورخرى را به او هديه كرد و پيامبر همانگونه كه از آن خون مىچكيد آن را رد كرد .
و به عبارتى كه طاوس در حديث خود آورده : يك بازو از گوشت گورى را به او هديه كرد و . . . .
و به عبارت مقسم : گوشت گورخرى را . . . .
و به عبارتى كه عطا در حديث خود آورده : شكارى به او هديه شد و آن را نپذيرفت و گفت : ما در حال احرام هستيم .
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : 1 / 450 ؛ سنن ابو داود : 1 / 291 ؛ سنن نسايى : 5 / 184 ؛ سنن بيهقى : 5 / 194 ؛ المحلى ، ابن حزم : 7 / 250 كه مىگويد اين حديث را از طرفى روايت كرديم كه همهاش صحيح است .
( 2 ) . ودان - با فتح واو - دهكدهاى است ميان مكّه و مدينه و نزديك جحفه و از آنجا تا ابواء هشت ميل است و صعب بن جثامه از آنجا است . معجم البلدان .
( 3 ) . صحيح مسلم : 1 / 449 ؛ مسند احمد : 4 / 37 ؛ سنن دارمى 2 / 39 ؛ سنن ابن ماجه : 2 / 262 ؛ سنن نسايى :
5 / 184 ؛ سنن بيهقى : 5 / 192 ؛ احكام القرآن ، جصاص : 2 / 586 ؛ تفسير طبرى : 7 / 48 ؛ تيسير الوصول :
1 / 272 .