بريدن شكار پردازد هرچند كه آشكار پيش از احرام بستن وى ملك او شده باشد و قرطبى « 1 » مىنويسد : حرام بودن ، صفت شىء نيست بلكه متعلّق به افعال است . پس مقصود از آيهء « و حرام شد بر شما شكار بيابانى » همان كار شكار است و مىخواهد محرم را از پرداختن به شكار منع كند يا مقصود از شكار ، حيوانى است كه شكار شود - از باب نامگذارى مفعول به فعل - و اين معنى روشنتر است ، زيرا اجماع علما بر آن است كه كسى كه در حال احرام است جايز نيست شكارى كه به او ببخشند بپذيرد و جايز نيست كه آن را بخرد يا شكار كند يا آن را به هرصورتى كه تصور شود به ملكيت خود درآورد و در اينباره هيچ اختلافى ميان علماى مسلمين نيست ، زيرا هم حكم آيهء « و حرام شد بر شما شكار بيابانى تا آنگاه كه در حال احرام باشيد » . عام است و هم حديثى كه صعب بن جثامه نقل كرده اين معنى را مىرساند .
همو مىگويد : از على و ابن عبّاس و ابن عمر روايت شده كه كسى كه در حال احرام است خوردن شكار در هيچ حالى بر او جايز نيست ، خواه به خاطر او صيد شده باشد خواه نه ، زيرا حكم اين آيه : و حرام شد بر شما شكار بيابانى تا آنگاه كه در حال احرام باشيد . عام است . « 2 » و ابن عبّاس گفته : اين حكم بدون قيد است و طاوس و جابر بن زيد و ابو الشعثاء نيز چنين گفتهاند و از ثورى نيز همين نظر روايت شده و اسحاق نيز همين را گفته و استنادشان به حديث ابن جثامه است .
و مؤيّد نظريهء امام عليه السّلام و پيروانش ، احاديثى است كه سنّت ثابتهء پيامبر را مىنمايد و در كتابهاى صحيح و مسند ياد شده و اين هم چند تا از آنها :
1 - ابن عبّاس گفت : اى زيد بن ارقم ! مىدانى كه بازوى صيدى را به پيامبر هديه كردند و او آن را نپذيرفت و گفت : ما در حال احرام هستيم ؟ گفت : آرى .
و به عبارتى : زيد بن ارقم بيامد و ابن عبّاس از او يادآورى مسأله را خواست و گفت :
چگونه به من خبر دادى كه گوشت شكار را به پيامبر هديه كردند با آنكه حرام است ؟
گفت : آرى ، مردى يك عضو از گوشت شكارى را به او هديه كرد و او نپذيرفت و گفت :
هامش
( 1 ) . تفسير قرطبى : 6 / 321 .
( 2 ) . تفسير قرطبى : 6 / 322 .