و به عبارت نسايى : پيامبر در حال احرام بود كه در قديد ، صعب بن جثامه پاى گورخرى كه از آن خون مىچكيد به او هديه كرد و او آن را به وى رد كرد .
و به عبارت ابن حزم : پاى گورخرى به پيامبر هديه شد و او آن را رد كرد و گفت : ما در حال احرام هستيم و شكار نمىخوريم و به عبارتى : اگر نه اين بود كه در حال احرام هستيم البتّه اين را از تو مىپذيرفتيم . « 1 »
شايان توجه : در برابر حديث بالا - كه همه صحت آن را پذيرفتهاند - بيهقى از طريق عمرو بن اميه ضمرى آورده است كه صعب بن جثامه در جحفه سرين گورخرى براى پيامبر هديه آورد و او از آن بخورد و قوم نيز از آن بخوردند . و سپس مىگويد : اين اسنادى درست است و اگر محفوظ بوده باشد ممكن است كه پيامبر شكار زنده را رد كرده و گوشت شكار را پذيرفته باشد و خدا داناتر است . « 2 »
گمان نمىكنم بيهقى تا اين اندازهها بىسواد بوده ! و راستى اينكه علاقهء او به تبرئه كردن خليفه - در آن نظريه مخالف با قرآن و سنت پيامبر - وى را بر آن داشته كه حديث ضعيف را صحيح بشمارد و براى جمع ميان آن و حديث صحيحى كه قبلا گذشت به تفسيرى پردازد كه صريح لفظ آن را نمىپذيرد . و در تعقيب همان هدف بيهقى است كه بخارى چون آن حديث صحيح مورد اتفاق را در صحيح خود مىآورد « 3 » كلمات : پا ، سرين ، بازو ، يك نيمه ، گوشت را كه به صورت مضاف در عبارات مختلف حديث آمده انداخته است ! و جصاص نيز راه او را دنبال كرده « 4 » كه خدا زنده بدارد درستكارى را !
و ابن تركمانى در شرح بر سنن كبرى در دنبالهء نظريهء بيهقى دربارهء آن حديثى كه آورده مىنويسد : مىگويم : در سند اين حديث يحيى بن سليمان جعفى است كه آن را از ابن وهب روايت كرده و او نيز - به گونهاى كه يحيى بن ايوب مرا آگاه ساخت - همان
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : 1 / 449 ؛ مسند احمد : 1 / 290 ، 338 ، 341 ؛ مسند طيالسى 171 ؛ سنن نسايى : 5 / 185 ؛ سنن بيهقى : 5 / 193 ؛ المحلى ، ابن حزم : 7 / 249 ؛ احكام القرآن ، جصاص : 2 / 586 ؛ تفسير قرطبى :
6 / 322 .
( 2 ) . السنن الكبرى : 5 / 193 .
( 3 ) . صحيح بخارى : 3 / 165 .
( 4 ) . احكام القرآن ، جصاص : 2 / 586 .