تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
شكارى است كه در حال احرام ، خوردن آن روا نيست . عثمان گفت : براى ما توضيح بده . على اين آيه را خواند : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! در حال احرام شكار را نكشيد . عثمان گفت : مگر ما آن را كشته‌ايم ؟ در پاسخ وى اين آيه را خواند : بر شما شكار دريايى و طعام آن حلال گرديد تا شما و كاروانان به آن بهره‌مند شويد ولى شكار بيابانى تا زمانى كه در حال احرام هستيد بر شما حرام است . و به گونه‌اى كه ابن حزم از طريق بسر بن سعيد ياد كرده ، سعيد بن منصور آورده است كه عثمان در دو سال از خلافتش چون در حال احرام بود در منازل ميان راه ، جانوران وحشى را برايش شكار كرده و سر مىبريدند و او آن را مىخورد . سپس زبير در اين‌باره با او به سخن پرداخت و او گفت : نمىدانم اين چيست ؟ اين براى ما و به خاطر ما صيد نمىشود و بد نيست آن را ترك كنيم . پس آن را ترك كرد . امينى گويد : اين داستان نشان دهندهء آن است كه دانش خليفه از رسيدن به كنه اين مسأله تا چه اندازه ناتوان بوده يا چه‌قدر خوش داشته از فرمايش خليفهء دوم پيروى كند كه دستور مىداد كسانى كه در حال احرام هستند گوشت شكار بخورند و فتوادهندگان را از ناسازگارى نمودن با اين دستور پرهيز مىداد و ايشان را تهديد مىكرد كه در صورت سرپيچى از فرمان وى سر و كارشان با تازيانه خواهد بود كه اگر خدا خواهد تفصيل آن حكايت را هم خواهيم آورد جز اينكه وقتى امير مؤمنان عليه السّلام با استناد به حكم قرآن و سنت دهان عثمان را بست او هيچ راه گريزى نيافت مگر اينكه به چادر خويش درآمده و به اين بسنده كند كه : راستى تو با ما خيلى ناسازگارى مىنمايى ؛ و اين سخن مىرساند كه ميان امير مؤمنان عليه السّلام و ميان خليفه ، ناسازگارى بسيار بوده و آنگاه روشن است كه هرگاه ميان على عليه السّلام و كسى ديگر - هركه خواهد باشد - اختلافى باشد حق با على عليه السّلام است و بس ، چرا كه مطابق گفتهء پيامبر : على با حق است و حق با على ، و آن دو از يكديگر جدا نشوند تا در روز قيامت كنار حوض كوثر بر من درآيند « 1 » و نيز : على با قرآن است و قرآن با
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 176 - 180 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 275 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى