تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
بازرگانان مىخوانيم كه گروهى از ايشان از پيامبر پرسيدند : اى پيامبر خدا ! ما كه به مسافرت مىپردازيم چگونه نماز بگزاريم ؟ پس خداوند اين آيه را فرستاد : و هنگامى كه در سفر باشيد باكى براى شما نيست كه نماز را كوتاه بخوانيد . « 1 » و ابو بكر بن ابو شيبه از وكيع و او از اعمش و او از ابراهيم گزارش كرده كه مردى بيامد و گفت : اى پيامبر ! من مردى بازرگانم و به بحرين رفت و آمد مىكنم ، پس وى را فرمود تا به جاى چهار ركعت ، دو ركعت بخواند . « 2 »

15 - نظر خليفهء دربارهء شكار حرم « 3 »

امام حنبليان و جز او با اسناد صحيح آورده‌اند كه عبد اللّه بن حارث بن نوفل گفت : عثمان روى به مكّه آورد . من در قديد به پيشواز رفتم و مردم ماء ( شناوران ، شكارچيان ) كبكى شكار كرده و ما آن را با نمك و آب پختيم و به عثمان و يارانش پيشكش كرديم . ايشان به آن دست نزدند و عثمان گفت : اين شكارى است كه نه خود آن را شكار كرده‌ايم نه دستور به شكار آن داده‌ايم ، گروهى كه در جامهء احرام نبوده‌اند آن را شكار كرده و براى خوراك ما آورده‌اند و باكى در خوردن آن نيست . پس درپى على فرستاد و چون او بيامد داستان را برايش بازگفت و على خشمگين شد و گفت : پيامبر چون پاچهء گور خرى را براى او آوردند گفت : « ما گروهى هستيم در جامهء احرام ، آن را به كسانى كه در جامهء احرام نيستند بخورانيد » و من هرمردى را كه شاهد آن داستان بود سوگند مىدهم ( كه گواهى دهد ) پس دوازده مرد از ياران رسول خدا به گواهى دادن پرداختند . و سپس على
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى : 5 / 155 ؛ مقدمات المدوّنة الكبرى ، ابن رشد : 1 / 136 ؛ تفسير ابن عطيه به نقل از تفسير قرطبى : 5 / 362 ؛ الدرّ المنثور : 2 / 209 ؛ تفسير شوكانى : 1 / 471 ؛ تفسير آلوسى : 5 / 134 . ( 2 ) . تفسير ابن كثير : 1 / 544 ؛ الدرّ المنثور : 2 / 210 . ( 3 ) . مسند احمد : 1 / 100 ، 104 ؛ كتاب الام ، شافعى : 7 / 157 ؛ سنن ابو داود : 1 / 291 ؛ سنن بيهقى : 5 / 194 ؛ تفسير طبرى : 7 / 45 ، 46 ؛ المحلى ، ابن حزم : 8 / 254 ؛ كنز العمال : 3 / 53 - به نقل از احمد و ابو داود و طحاوى و بيهقى و ابو يعلى و ابن جرير - كه اين يكى به گفتهء « كنز » جداگانه نيز به صحت آن گزارش ، حكم كرده است .